تو از جانب خداوند ، ياور و مراقبى نيست .
لغت :
انهار : جمع نهر ، مجراى بزرگ آب بر روى زمين . اصل اين كلمه به معناى گسترش است و از همين جاست « نهار » به معناى روز كه نور در آن گسترش مىيابد و « انهرت الدماء » يعنى مجراى خون وسعت يافت . شاعر گويد :
« ملكت بها كفى فانهرت فتقها »
يعنى دستم را به نيزه گرفتم و شكاف آن را گشاد كردم .
اكُل : خوردنى .
احزاب : جمع حزب .
اعراب :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي
: در اين باره چند قول است :
1 - « مثل » مبتدا و خبر آن محذوف است . يعنى « مثل الجنة التي . . . اجل مثل » و مثل يعنى « شبه » .
2 - سيبويه و ابو على فارسى گويند : به تقدير « فيما نقص عليكم مثل الجنة . . . » در اين صورت هم « مثل » مبتدا و خبر آن محذوف است .
3 - « مثل » به معناى صفت و مبتدا است و
« تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ »
خبر آن است .
چنان كه
« وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى »
( نحل 60 : براى خداوند است صفت برتر ) ابو على اين قول را نپسنديده است .
مقصود :
از آنجا كه قبلا در بارهء كيفر اهل كفر ، سخن گفته شده است ، اينك در بارهء پاداش اهل ايمان سخن گفته ، مىفرمايد :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ
: مقاتل گويد : يعنى بهشتى كه به اهل تقوى وعده داده شده ، بىشباهت و بىمانند است .
حسن گويد : يعنى صورت و صفت آن بهشت ، چنين و چنان است . ابن قتيبه گويد :
« مثل » در اصل به معناى « شبه » و شباهت است و گاهى به معناى صورت و صفت شىء