چنين توصيف كرد كه ايمان نمىآورند ، مأيوس نشدهاند ؟ زجاج جملهء بعد را دليل اين معنى مىداند .
أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً
: كه اگر خداوند مىخواست همهء مردم را به راه راست هدايت مىكرد و آنها را به بهشت مىبرد . لكن آنها را مكلف ساخت ، تا بوسيلهء فرمانبردارى ، استحقاق پاداش پيدا كنند .
برخى گويند : منظور اين است كه اگر مىخواست ، مردم را به راه هدايت مجبور مىكرد . لكن چنين كارى با اصل تكليف و هدف آن سازش ندارد .
وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ
: مردم كافر ، همواره ، بر اثر كفر و اعمال زشت خود ، در معرض اصابت حوادث كوبنده و مصيبتهاى شديد - مثل جنگ ، قحطى ، كشتار ، گرفتارى و . . . - هستند تا كيفر كردار شوم خود را ببرند و قدرى متنبه شوند .
برخى گويند : مقصود از « قارعه » سريههايى است كه پيامبر گرامى اسلام بر سر آنها مىفرستاد « 1 » . برخى گويند : مقصود قضيهء اربد و عامر است كه قبلا توضيح داده شد .
أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ
: حسن و قتاده و ابو مسلم و جبائى گويند ، تاء براى تأنيث است . يعنى حوادث و ابزارهاى كوبنده در نزديكى خانههاى آنها فرو مىآيد و آنها را دچار ترس و وحشت مىكند .
برخى گويند : تاء براى خطاب است . يعنى : تو اى محمد ، در نزديكى خانههاى آنها وارد مىشوى .
حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ
: ابن عباس گويد : مقصود اين است كه : تا وعدهء خداوند نسبت بفتح مكه فرا رسد . وى گويد : اين آيه ، در مدينه نازل شده است . حسن گويد :
مقصود اين است كه وعدهء خداوند نسبت به قيامت ، فرا رسد .
إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ
: خداوند خلاف وعده نمىكند .
هامش
( 1 ) - سريه ، لشكرهايى است كه بفرمان پيامبر حركت مىكردند و خود پيامبر با آنها نبود .