برابر عذاب خداوند ، دفاع كنندهاى نيست
قرائت :
اهل كوفه و يعقوب « صدّوا » بضم صاد و ديگران بفتح صاد خواندهاند . در سورهء « مؤمن » نيز همين طور قرائت كردهاند . « صَدَّ » ، مثل « رجَعَ » است . شاعر گويد :
صدت كما صد عما لا يحل له * ساقى نصارى قبيل النصح صوام
يعنى : بازگشت ، هم چنان كه مسيحيان پيش از عيد فصح روزه دارند و از آنچه بر ايشان حلال نيست ، باز مىگردند . و عمرو بن كلثوم گويد :
صددت الكاس عنا ام عمرو * و كان الكاس مجراها اليمين
يعنى : جام را اى ام عمرو ، از ما بازگردانيدى ، حال آنكه جام را از سمت راست مىچرخانند .
در قرآن كريم گاهى اين فعل اسناد به فاعل داده شده ، مثل :
« الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ »
( نساء 176 : آنان كه كافر شدند و از راه خدا بازگشتند ) و مثل :
« وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ »
( حج 25 : و باز مىگردند از راه خدا و مسجد - الحرام ) بنا بر اين قرائت فتح صاد ، نظير آن در قرآن هست ، يعنى : مردم را از پيامبر باز مىدارند . آنهايى كه فعل را بصيغهء مجهول خواندهاند ، فاعل فعل را سركشان و گردنفرازان دانستهاند . ممكن است نظير « صد فلان عن الخير » باشد . يعنى فلان كس كار خيرى انجام نداد ، نه اينكه مانعى او را از اين كار منع كرد .
لغت :
استهزاء : مسخره كردن و كوچك شمردن كسى .
املاء : تأخير . اين كلمه از « ملاوه » است و « ملوان » يعنى روز و شب . ابن مقبل گويد :
الا يا ديار الحى بالسبعان * الح عليها بالبلى الملوان
يعنى : الا اى خانههايى كه گذشت شب و روز آنها را به سختى كهنه و فرسوده ساخته است .