شرط است كه بواسطهء وجود قرينه حذف شده است .
زجاج گويد : آنچه من تصور مىكنم و برخى هم گفتهاند ، اين است كه : يعنى اگر چنين قرآنى با اين مشخصات ، هم نازل شود ، اينها ايمان نخواهند آورد . بدليل اين آيه :
« وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا
( انعام 111 : اگر فرشتگان را بسوى آنها بفرستيم و مردگان با آنها تكلم كنند و هر چيزى را گروه گروه ، بسوى آنها گسيل داريم ، ايمان نخواهند آورد ) .
حذف جواب لو ، در زبان عرب فراوان است . امرءِ القيس گويد :
فلو انها نفس تموت سوية * و لكنها نفس تساقط انفسا
يعنى : اگر اين نفس به تنهايى مىمرد ، خوب بود ، لكن با او نفوس ديگرى هم مىميرند . اين بيت در آخر قصيده است ، بنا بر اين « لو » جوابى ندارد . و نيز گويد :
وجدك لو شىء اتانا رسوله * سواك و لكن لم نجد لك مدفعا
يعنى : سوگند ياد مىكنم ، اگر غير از قاصد تو نزد ما آمده بود ، او را دفع مىكرديم لكن براى تو راه دفاعى نداريم .
بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً
: همهء امورى كه گذشت ، خواه به حركت در آوردن كوه و شكافتن زمين و خواه زنده كردن مردگان و ساير كارهاى مهم ، به امر خداوند و در دست قدرت اوست ، زيرا جز او كسى صاحب قدرت نيست . مع الوصف ، او اين كارها را انجام نمىدهد ، زيرا آياتى كه نازل كرده ، براى اهل انصاف ، قانع كننده و كافى است . مقصود از « امر » هر چيزى است كه بتوان به آن امر يا از آن نهى كرد . لكن اصل اين كلمه ، همان امر مقابل نهى است .
أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا
: آيا مردم مؤمن نمىدانند و تفحص نكردهاند ؟
اين معنى از ابن عباس ، حسن ، مجاهد ، قتاده ، سعيد بن جبير و ابو مسلم است .
فرّاء گويد : يعنى آيا مردم مؤمن ، آن چنان علمى بدست نياوردهاند كه احتمال خلاف ندهند و از تغيير علم خود مأيوس باشند ؟
زجاج گويد : يعنى آيا مردم مؤمن از ايمان آوردن كسانى كه خداوند آنها را