ضحاك و ابن عباس گويند :
- هنگامى كه پيامبر بقريش فرمود :
- براى « رحمان » سجده كنيد ، آنها گفتند :
- رحمان كيست ! ؟
از اينرو آيهء
« كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِي أُمَّةٍ . . . »
نازل شد .
آيهء دوم در بارهء جمعى از مشركان مكه - كه ابو جهل بن هشام و عبد اللَّه بن اميه مخزومى - از آنها هستند ، نازل شد . آنها پشت كعبه نشسته بودند و كسى را نزد پيامبر فرستادند تا نزد ايشان آيد . هنگامى كه پيامبر گرامى نزد آنها آمد عبد اللَّه بن اميه گفت :
- اگر مىخواهى ما ايمان آوريم ، بوسيلهء قرآن ، كوههاى مكه را به حركت در آور و از ما دور گردان ، كه مكه جاى تنگ و كوهستانى و فاقد زمين هموار است .
سپس چشمهها و رودها را بجريان آور تا ما بدرختكارى و كشاورزى پردازيم .
مگر نه خداوند كوهها را براى داود مسخر كرد و با او به تسبيح خداوند پرداختند ؟ ! يا اينكه بادها را براى ما تسخير كن تا بر آنها سوار شويم و بسوى شام رويم و كارهاى خود را انجام دهيم و در همان روز به وطن باز گرديم . مگر نه باد براى سليمان مسخر شد و او بوسيلهء باد ، بهر جا مىخواست ، مىرفت ؟ يا اينكه جدّ خود « قصى » يا هر كس كه بخواهى زنده كن تا از او سؤال كنيم كه : آيا آنچه مىگويى حق است يا باطل ؟ زيرا عيسى مردگان را زنده مىكرد و نبايد قدر و مقام تو پيش خداوند از داود ، سليمان و عيسى ( ع ) پائينتر باشد .
از اينرو خداوند فرمود :
« وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً . . . »
مقصود :
قبلا در بارهء نعمتهاى الهى نسبت به اهل ايمان و صلحا و پاداش آنها سخن گفته شد .
اكنون خداوند در بارهء نعمت رسالت پيامبر عاليقدر اسلام ، سخن گفته ، مىفرمايد :
كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ
: همانطورى كه مؤمنان و