تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
كن . خداوند صاعقه‌اى فرستاد و اربد را سوزانيد . عامر فرار كرد . در حال فرار به پيامبر عرض كرد : با دعاى خود اربد را هلاك كردى . به خدا سوگند ، لشگرى عظيم از جوانان نوخط به سوى تو مىآورم و در كنار هر نخلى اسبى قرار مىدهم . فرمود : خداوند ترا از اين عمل باز خواهد داشت . عامر به خانهء زنى رفت و طولى نكشيد كه غدهء بزرگى بر زانويش آشكار شد و بر اثر آن جان سپرد . لبيد در مرثيهء برادر خود اربد چنين گفت :
اخشى على اربد الحتوف و لا * ارهب نوء السماك و الاسد
فجعنى البرق و الصواعق بال * فارس يوم الكريهة النجد
يعنى : از مرگ اربد مىترسيدم . ولى از شهاب‌ها و صواعق آسمانى نمىترسيدم . برق و صاعقه مرا بمرگ سوارى دلير و توانا سوگوار كرد .
وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ :
خداوند به سختى بدكاران را ميگيرد و كيفر مىدهد . اين معنى از على ( ع ) است . قتاده و مجاهد گويند : يعنى نيروى خداوند سخت است . حسن گويد : يعنى غضب خداوند سخت است . زجاج گويد : يعنى قدرت و عذاب خداوند سخت است . جبائى گويد : يعنى كيد و مكر خداوند نسبت بكفار شديد است .
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ :
براى خداوند است دعوت حق . در بارهء معناى « دعوت حق » اقوالى است : 1 - ابن عباس و قتادة و ابن زيد گويند : مقصود شهادت به يگانگى خداوند است . 2 - حسن گويد : خداوند حق است ، بنا بر اين دعوت او نيز حق است . 3 - جبائى گويد : منظور دعوتى است كه از روى اخلاص توحيد ، خدا را بدان مىخوانند . پس اگر كسى خداوند را از روى اخلاص بخواند ، از او جواب مىشنود و وظيفهء بندگان است كه خدا را اينطور بخوانند .