طَوْعاً وَ كَرْهاً :
مصدر به معناى صفت و حال .
مقصود :
اكنون خداوند از قدرت بيكران خود خبر داده ، مى فرمايد :
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً :
خداوند به منظور ترسانيدن و تطميع شما ، برق را بشما نشان مىدهد . بنا بر اين « خوف و طمع » جانشين « تخويف و تطميع » شده است و دربارهء آن چند وجه ذكر كردهاند :
1 - مقصود اين است كه با نشان دادن برق ، شما از ترس صاعقه ، بيمناك و بطمع باران اميدوار ميشويد . اين وجه از حسن و ابو مسلم است .
2 - با نازل شدن برق ، مسافر مىترسد كه راه را گم كند و غير مسافر اميدوار مىشود كه مزارع مشروب شوند و نفع فراوان عايدشان گردد . اين وجه از قتاده و ضحاك و جبايى است .
3 - در برخى از بلاد كه مردم از باران ، زيان مىبينند با نازل شدن برق ، مىترسند و در بلاد ديگر مردم بديدن برق اميدوار ميشوند . اين وجه از زجاج است .
وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ :
خداوند ابرهاى سنگين را بوسيلهء آب و بخار آن خلق مىكند و از زمين بالا مىبرد و در جو به حركت در مىآورد .
وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ :
رعد با غرش خود خداى را تسبيح و ستايش و بر منزه بودن او و وجوب حمدش دلالت مىكند . پس معناى تسبيح رعد ، دلالت بر تنزيه خداوند است .
برخى گويند : « رعد » نام فرشتهاى است كه ابر را به اطراف سوق مىدهد و با صداى خود ، آن را مىترساند و حمد و تسبيح خداوند ، كار همان فرشته است .
پيامبر گرامى فرمود : خداوند متعال مىفرمايد اگر بندگانم مرا اطاعت مىكردند ، بوقت شب ، بر آنها باران مىفرستادم و روزها بر آنها آفتاب مىتابانيدم و صداى غرش تندر را به گوش آنها نمىرسانيدم .
هر گاه صداى رعد به گوش مباركش مىرسيد ، مىفرمود :
« سبحان من يسبح الرعد بحمده »
. و ابن عباس مىگفت : منزه است خدايى كه وى را تسبيح مىكنم .