به بيراهه رفته ، گمراه است .
سپس خداوند متعال كمال قدرت و عظمت مملكت خود را بيان كرده ، مىفرمايد :
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ :
براى خداوند سجده مىكنند فرشتگان و مردم زمين .
طَوْعاً وَ كَرْهاً :
از روى رغبت و كراهت . در بارهء معناى آن دو قول است :
1 - سجده براى خداوند واجب است ، جز اينكه مؤمن از روى رغبت و كافر از روى كراهت و از ترس شمشير ، سجده مىكند . اين قول از حسن ، قتاده و ابن زيد است .
2 - مقصود اين است كه هر كس در آسمانها و زمين است براى خداوند خضوع مىكند ، جز اينكه مؤمن از روى رغبت و كافر از روى كراهت خضوع مىكند ، زيرا بر اثر آلام و امراضى كه گريبانگيرش مىشود ، ناگزير مىشود كه براى خداوند خاضع گردد .
اين قول از جبائى است .
وَ ظِلالُهُمْ :
همچنين سايههاى آنها نيز خدا را سجده مىكنند .
بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ :
سجدههاى آنان در بامداد و شامگاه است .
برخى گويند : منظور از « ظل » و سجدهء آن سجدهء شخص است ، زيرا كسى كه خودش سجده كند ، سايهاش نيز سجده مىكند . حسن گويد : سايهء كافر - يعنى جسد و شخص كافر - سجده مىكند ، لكن قلبش سجده نمىكند ، زيرا او سجدهاش سجدهء حقيقى نيست .
برخى گويند : « ظلال » به معناى اصلى خويش است . مقصود از سجدهء سايه ، تمايل آن براست و چپ و كوتاه شدن و بلند شدن آن است .