[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 38 تا 40 ]
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ( 38 ) لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كانُوا كاذِبِينَ ( 39 ) إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ( 40 )
ترجمه :
و آنها با مبالغه و اصرار ، سوگند ياد كردند كه خداوند كسى را كه مىميرد ، زنده نمىكند . بله ، اين وعدهء حتمى خداوند است كه بايد عملى شود و حق است ، ولى بيشتر مردم نمىدانند . تا براى آنها بيان كند هر چه در آن اختلاف داشتند و مردم كافر بدانند كه دروغگو بودند . همانا گفتار ما براى چيزى اين است كه چون ارادهء او كنيم ، به او گوئيم : باش و او بشود .
قرائت :
فيكون : ابن عامر و كسايى ، اين فعل را در اينجا و در سورهء يس به نصب و ديگران برفع خواندهاند .
نصب آن به تقدير « ان » مىباشد . زجاج گويد : رفع آن به تقدير « هو يكون » است . بنا بر اين در نصب آن دو وجه است :
1 - عطف است بر « ان نقول » 2 - منصوب است بنا بر اينكه در جواب فعل امر واقع شده باشد .
ابو على گويد : وجه دوم را همهء اصحاب ما قبول ندارند ، زيرا مقصود از « كن »