لغت :
بلاغ : ابلاغ ، رسانيدن مطلب به ديگرى .
حرص : طلب كردن چيزى با كوشش . فعل آن « حرَص يحرِص » و به لغتى « حرص يحَرص » است از همين جهت ، در قرائت غير مشهور ، از حسن و ابراهيم « ان تحرص » نقل شده است ، لكن قرائت مشهور ، طبق لغت اهل حجاز است . اصل اين كلمه از « السحابة الحارصة » است ، يعنى ابرى كه پوست زمين را مىكند . « شجة حارصة » يعنى جراحتى كه پوست سر را بيفكند . حرص نيز به صاحب خود صدمه و آسيب مىرساند ، زيرا به آنچه حرص دارد ، زياد اهميت مىدهد .
مقصود :
اكنون خداوند متعال به نقل گفتار مشركين پرداخته مىفرمايد :
وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ
: مردم مشرك گفتند : اگر خدا مىخواست ، ما پرستش بتها نمىكرديم .
نَحْنُ وَ لا آباؤُنا
: نه ما و نه پدرانمان كه به آنها تأسى مىكنيم .
وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ
: و شتران گوش شكافته و شترانى كه به نذر يا پس از ده شكم زاييدن ، آزاد شدهاند ، حرام نمىشمرديم . بنا بر اين بت پرستى ما و تحريم اين گونه شتران ، بخواست خداوند است .
خداوند به منظور رد گفتار آنان فرمود :
كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
: كافران و گمراهان پيشين نيز چنين مىكردند ، پيامبران را تكذيب مىكردند و آيات خدا را منكر مىشدند . گفتار آنان مثل گفتار اينان و كردارشان مثل كردار اينان بود .
فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
: آيا پيامبران غير از ابلاغ رسالت ، وظيفهاى دارند ؟ در سورهء انعام ، نظير همين آيه ، وجود داشت و تفسير آن را نوشتيم . « 1 »
هامش
( 1 ) - نمونه اين آيه در سورهء آل عمران آيه 30 و در سورهء مائده آيهء 92 و 99 و در سورهء رعد آيهء 40 و در سورهء ابراهيم آيهء 53 و در همين سوره ، آيهء 82 و در سورهء نور آيهء 54 و در سورهء عنكبوت آيهء 18 و در سورهء يس آيهء 17 و در سورهء شورى آيهء 48 و . . . آمده است .