3 - نماز . مثل
« فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ »
( صافات 143 : اگر از نمازگزاران نبود ) 4 - نور . در حديث است كه :
« فلو لا سبحات وجهه . »
( اگر نور رخش نبود . . . ) روح : اين كلمه داراى ده معنى است :
1 - زندگى نفوس بوسيلهء ارشاد .
2 - رحمة . مثل « فروح و ريحان » ( بنا به قرائت راءِ مضموم ) .
3 - نبوت . مثل
« يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ »
( غافر 15 : نبوت را بهر كه خواهد ، القا كند ) .
4 - عيسى ( روح اللَّه ) كه از غير بشر ، آفريده شد .
5 - جبرئيل .
6 - نفخ و دميدن . شاعر گويد :
فلما بدت كفنتها و هى طفلة * بطلساء لم تكمل ذراعاً و لا شبراً
و قلت له ارفعها اليك و أحيها * بروحك و اقتته لها قيتة قدراً
يعنى : آن گاه كه آغاز اشتعال آتش بود ، در دود و شعلهاى بدرنگ ، آن را مخفى ساختم و به او گفتم : آرام آرام در آن بدم ، تا خوب شعلهور گردد .
7 - وحى . مثل
« وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا »
( شورى 52 : وحى خود را به تو فرستاديم ) .
8 - برخى گويند : روح ، جبرئيل است .
9 - يكى از فرشتگان آسمان كه از همهء مخلوقات خدا بزرگتر است . روز قيامت ، او به تنهايى در يك صف مىايستد و همهء فرشتگان در صف ديگر .
10 - روح انسان . ابن عباس گويد : انسان را روحى و نفسى است . نفس همان است كه قدرت تميز و تكلم دارد و روح همان است كه خروج آن موجب مرگ است . در حال خواب ، فقط نفس خارج مىشود ولى در مرگ روح و نفس هر دو خارج مىشوند .
مقصود :
أَتى أَمْرُ اللَّهِ
: در اين باره چند قول است :