تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
اكنون خداوند آنان را به شرك ، توصيف كرده ، مىفرمايد :
الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
: آنها با خداوند يكتا خدايان ديگرى پرستيدند و به زودى خواهند دانست . بدين ترتيب ، آنها را تهديد به عذاب مىكند .
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ
: اى محمد ، ما مىدانيم كه از تكذيب و استهزاى آنان ، تو دلتنگ مىشوى . اين جمله ، به منظور تسليت و دلخوش كردن پيامبر است .
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ
: بگو : سبحان اللَّه و بحمده .
وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ
: ضحاك و ابن عباس گويند : يعنى از نمازگزاران باش . ابن عباس گويد : هر گاه پيامبر ، دچار اندوه مىشد ، به نماز مىپرداخت . برخى گويند : يعنى خدا را بخاطر نعمتهايش حمد كن و از كسانى باش كه خدا را سجده كنند و عبادت خود را براى او انجام دهند .
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
: ابن عباس و حسن و مجاهد گويند : يعنى خدا را پرستش كن تا مرگت فرا رسد . قتاده گويد : يعنى خدا را عبادت كن تا هنگام مرگ نسبت به امور نيك و بد ، يقين پيدا كنى . علت اينكه : مرگ را يقين ناميده ، اين است كه : امرى يقينى و قطعى است . احتمال مىرود كه منظور اين باشد كه : خدا را پرستش كن تا وقتى كه نسبت بمرگ يقين پيدا كنى و مطمئن شوى كه هنگام خروج از دنيا فرارسيده است ، چه در اين وقت ديگر تكليفى نيست . زجاج گويد : يعنى همواره خدا را عبادت كن . اگر فقط مىگفت : خدا را عبادت كن و آن را مقيد به اين وقت نمىساخت ، كافى بود كه انسان يك بار خدا را عبادت كند و مطيع شناخته شود ، لكن با اين تعبير ، انسان را ملزم مىكند كه تا زنده است ، خدا را عبادت كند .