تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
او در وصف كره خرها و مادرشان گويد : آنها مثل جعبهء تير و مادرشان مثل كسى است كه با تيرها بازى و آنها را آشكار مىكند . كلمه « صديع » يعنى صبح ، شاعر گويد : « كأن بياض غرته الصديع » يعنى : سفيدى پيشانى آن شير ، به روشنى صبح مىماند .

اعراب :

فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ
: اگر « ما » موصوله باشد ، عايد آن محذوف است . اگر « ما » مصدريه باشد ، به تقدير : « فاصدع بالامر » است و به عايد ، نيازى نيست . يونس نحوى از رؤبه ، نقل كرده است كه : فصيح‌ترين تعبيرات قرآنى همين است .

مقصود :

بدنبال بيان كفر ايشان نسبت به قرآن و تفرقهء آن ، مىفرمايد : آنها كيفر اين كردار زشت را خواهند ديد و مؤاخذه خواهند شد .
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
: اى محمد ، سوگند به پروردگارت ، ما از آنان سؤال خواهيم كرد و منظورمان از اين سؤال ، توبيخ و سركوفت آنهاست . يعنى به آنها گوييم : چرا معصيت كرديد ؟ حجت شما چه بود ؟ بدين ترتيب رسوا و مفتضح خواهند شد . در اين آيه ، خداوند سوگند به خودش را ياد كرد و خود را بعنوان پروردگار محمد ، معرفى نمود ، تا عظمت مقام وى را بر مردم ثابت كند .
عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ
: سفيان بن عيينه گويد : يعنى از كردارشان سؤال مىكنيم . كلبى گويد : يعنى از « لا إله الا اللَّه » و ايمان به پيامبران سؤال مىكنيم . ابو العاليه گويد : يعنى از آنها مىپرسيم كه چه پرستيدند و چه جواب پيامبران دادند ؟
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ
: ابن عباس و ابن جريح و مجاهد و ابن زيد گويند : يعنى بدون ترس و بيم ، امر خدا را آشكار كن . جبائى و اخفش گويند : يعنى ميان حق و باطل جدايى افكن . زجاج گويد : يعنى هر چه به آن امر شده‌اى ، ظاهر گردان . وى گويد : « صدع » جدا كردن قسمتهاى شىء از قسمتهاى ديگر آن است .
وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ
: و پيش از اينكه مأموريت جنگى پيدا كنى ، با مشركين خصومت نكن . ابو مسلم گويد : يعنى از آنها نترس و به آنها توجهى نكن .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 218 | الشيخ الطبرسي / ستوده / سيد هاشم رسولي محلاتى