وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ
: حجر ، نام بلدى است كه مسكن قوم ثمود بود . آنها را اصحاب حجر گفتهاند ، زيرا در آنجا مسكن داشتهاند . همان طورى كه اعراب باديه نشين را « اصحاب باديه » گويند .
قتاده گويد : حجر ، نام واديى است كه اينها در آن سكونت داشتند ، علت اين كه خداوند مىگويد : اصحاب حجر ، رسولان را تكذيب كردند ، در حالى كه آنها فقط صالح را تكذيب مىكردند ، اين است كه : تكذيب صالح ، يعنى تكذيب همهء رسولان خدا ، زيرا او مردم را به همان چيزى دعوت مىكرد كه ديگران دعوت كرده بودند و نيز آنها را دعوت مىكرد كه به فرستادگان خدا ايمان بياورند ، بنا بر اين تكذيب يكى تكذيب ديگران بود .
جبائى گويد : خداوند بسوى آنها پيامبرانى فرستاد كه يكى از آنها صالح است .
وَ آتَيْناهُمْ آياتِنا
: ما براى اصحاب حجر ، حجتها و معجزات و دلائلى فرستاديم كه بر صدق انبياء دلالت مىكرد . حسن گويد : يعنى ما براى پيامبران آياتى فرستاديم .
فَكانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ
: آنها از تفكر در آيات ، و استدلال به آنها خوددارى كردند .
وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ
: قوم صالح آن چنان نيرويى داشتند كه : از كوهها خانههايى براى خود مىتراشيدند و در آنها ساكن مىشدند و از خراب شدن خانه ، ايمن و آسوده خاطر بودند . برخى گويند : يعنى از عذاب خدا ايمن بودند .
برخى گويند : يعنى بر اثر طول عمر ، از مرگ ايمن بودند .
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ
: بامدادان ، صيحهاى آنها را فرو گرفت و هلاك شدند .
فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
: ولى مال و اولاد و ديگر وسايل پناهگاهها آنها را از عذاب خداوند نجات نداد و آنها را بىنياز نكرد .