هستند كه مورد توجه و عبرت آموزى مردم قرار مىگيرند . اصحاب حجر ، پيامبران را تكذيب كردند . ما آيات خود را برايشان فرستاديم و آنها اعراض كردند . از كوهها خانههايى مىتراشيدند و با ايمنى در آن مىزيستند . بامدادان صيحهء آسمانى آنها را فرو گرفت و آنچه كسب كرده بودند ، آنها را سودمند نيفتاد .
قرائت :
الايكة : اين كلمه را همه قاريان قرآن با الف خواندهاند ، زيرا با الف هم نوشته مىشود . بجز ورش از نافع . وى همزه را ترك و حركت آن را به لام منتقل مىسازد .
همانطورى كه در كلمهء « الاحمر » جايز است « الحمر » در كلمهء « الايكه » هم جايز است « اليكة » .
لغت :
الايكة : درخت درهم پيچيده ، جمع آن « ايك » مثل « شجره و شجر » اميه ، ( در مرثيه كشتگان بت پرست جنگ بدر ) گويد :
كبكا الحمام على فرو * ع الايك فى الطير الجوانح
يعنى : همچون گريهء كبوتران بر روى شاخسار درختان ، در ميان مرغان پر و بال شكسته ! بعضى « ايكه » را به معناى بيشه ، دانستهاند .
متوسم : كسى كه در علامت ، نظر افكند . « و سمى » باران اول كه گياه را مى - روياند و بنا بر اين ، متوسم كسى است كه در طلب گياه باشد . شاعر گويد :
و اصبحن كالدوام النواعم غدوة * على وجهة من ظاعن متوسم
يعنى : با خرمى داخل در صبح شدند ، در حالى كه در مسير كوچ كنندهاى بودند كه بدنبال گياه مىگردد .
امام : راه . امام مبين يعنى : لوح محفوظ . اين كلمه در لغت به معناى پيشواست .
حجر : اين كلمه از « حَجر » به معناى منع گرفته شده است . علت اينكه عقل را