لغت :
عضين : جمع عضه . اصل اين كلمه « عضوه » است كه واو آن افتاده و به « عضين » جمع بسته شده است . تعضيه ، يعنى تفريق . اين كلمه از اعضاء گرفته شده و به معناى اجزاى متفرق و پراكنده است . رؤبه گويد :
ليس دين اللَّه بالمعضّى .
يعنى : دين خدا را نبايد قسمت قسمت كرد .
ديگرى گويد :
تلك ديار تازم المآزما * و عضوات تقطع اللهازما
يعنى اين است ديارى كه راه را تنگ و خارهايى كه استخوانهاى بيخ گوش را قطع مىكند .
برخى گويند : اصل عضه ، عضه است كه هاء آن حذف شده . مثل : شفه و شاة كه در اصل شفهه و شاهه بوده بدليل اينكه جمع آنها « شفاه و شياه » و مصغر آنها « شفيه » و شويهه » است .
مقصود :
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ
: ما آسمانها و زمين را بيهوده نيافريدهايم ، بلكه بمقتضاى حكمت ، آفريدهايم . اين حكمت ، عبارت از اين است كه اهل آسمانها و زمين را بعبادت دعوت مىكنيم و آنها را پاداش مىدهيم .
وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ
: بدون شك ، قيامت فرا مىرسد و آنها دچار عذاب مىشوند .
بقولى يعنى همهء خلايق مجازات مىشوند . برخى گفتهاند : اين جمله ، تفسير « الا بالحق » است .
فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ
: اى محمد ، از مجازات گناهكاران و مشركان اعراض كن و آنها را ببخشاى . در بارهء اين آيه ، اختلاف است . ابن عباس و مجاهد و قتاده گويند :
با آيهء جنگ ، نسخ شده است . حسن گويد : منسوخ نيست . بلكه اين آيه ، مربوط است به امور خصوصى كه ميان ايشان و پيامبر گرامى بوده و ارتباطى به جهاد ندارد .