يعنى : زمستان فرا رسيد و گنجشكها جمع شدند و چشمهء گرما ساكن شد .
برج : در اصل به معناى ظهور است . برج آسمان هم از همين معنى است ، نظير برج دژ .
« تبرجت المرأة » يعنى : زن زينت خود را آشكار ساخت .
رجيم : به معناى مرجوم ، كسى كه طرد و رانده شده است .
شهاب : قطعهاى از آتش . زجاج گويد : شهابهاى آسمانى ، از علائم پيامبر اسلام است . زيرا اينها بعد از ميلاد آن بزرگوار واقع شدهاند . بدليل اينكه تا پيش از ولادت پيامبر گرامى اسلام در اشعار عرب ، نامى از شهاب برده نشدهاست . با اينكه آنها در اشعار خود ، سرعت چيزها را به سرعت برق و سيل و . . . تشبيه مىكردند . ولى يك شعر نديدهايم كه در آن نامى از شهاب ، برده شده باشد . اما بعد از ميلاد پيامبر گرامى اسلام ، شعرا به اين موضوع ، اشاره كردهاند . ذو الرمه گويد :
كأنه كوكب فى اثر عفرية * مسوم فى سواد الليل منقضب
يعنى : گويى آن گاو وحشى ستارهاى است بدنبال ديو ، كه در سياهى شب ، به سرعت به پيش مىتازد . « 1 »
اعراب :
لوما : براى دعوت و تشويق به كار مىرود و با « لو لا و هلّا » يك معنى دارد . گاهى هم به معناى « لولاى امتناعيه » به كار مىرود و جواب مىگيرد . شاعر گويد :
لو ما الحياء و لو لا الدين عبتكما * ببعض ما فيكما اذ عبتما عورى
يعنى : اگر حيا و دين مانع نبود ، من هم به عيبجويى شما مىپرداختم كه بى حس بودن يك چشم مرا عيبجويى كرديد .
إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ
: استثناى منقطع . يعنى « لكن من . . . » فراء گويد : استثناى صحيح است ، زيرا خداوند آسمان را از آنهايى كه استراق سمع مىكنند ، حفظ نكرده است . لكن هنگامى كه ديوان به استراق سمع ، پرداختند و بكاهنان رسانيدند ،
هامش
( 1 ) - اين شعر ، بخاطر مىآورد شعر ناصر خسرو را :بنگر به ستاره كه بتازد سپس ديو * چون زر گدازنده ، كه بر قير چكانيش