تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
فراء گويد : جايز است كه مرجع ضمير « له » حضرت محمد ( ص ) باشد . يعنى : ما قرآن را فرستاده‌ايم و حافظ محمد ( ص ) هستيم .

دلالت آيه :

از اين آيه ، بر مىآيد : كه قرآن ، حادث است نه قديم ، زيرا چيزى كه نازل شده و محفوظ است ، جز حادث ، نمىتواند باشد .
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ
: حسن و كلبى گويند : يعنى ما پيامبرانى بميان فرقه‌هاى گذشته فرستاده‌ايم . بعقيدهء ابن عباس مفعول « ارسلنا » حذف شده است . عطا و ابن عباس گويند : يعنى امتهاى اوليه .
وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
: در اينجا پيامبر گرامى اسلام را تسليت مىدهد ، زيرا او را خبر مىدهد كه : هر پيامبرى در ميان قوم خود گرفتار استهزا و ناراحتى بود . آنها از اين جهت ، پيامبران را مورد استهزا قرار مىدادند كه منكر وحى و رسالت آنها بودند و فكر مىكردند بخاطر اينكه با روش نياكانشان مخالف است ، به هيچ عنوان نمىتواند صحيح باشد .
كَذلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِهِ
: در اين باره دو قول است : 1 - يعنى ما قرآن را در دل كفار ، وارد مىسازيم و به آنها مطالب آن را مىفهمانيم . مع الوصف آنها ايمان نمىآورند و بر كيش نياكان خود باقى مىمانند و دست از تكذيب پيامبران بر نمىدارند . در گذشته نيز دعوت پيامبران را به گوش امتها رسانيديم و قلب آنها را متوجه آن ساختيم . اين معنى از بلخى و جبائى است . منظور اين است كه : اعراض آنها از قرآن ، ما را منع نمىكند از اينكه قرآن را مورد توجه قلبى آنها قرار دهيم ، زيرا بايد بر آنها اتمام حجت شود . 2 - مقصود اين است كه : ما استهزا را در قلوب آنها داخل مىسازيم ، تا آنها را به كفرشان كيفر دهيم . بديهى است كه قول اول صحيح است . از جماعتى از مفسران روايت است كه : يعنى شرك را در دلهاى كفار وارد مىسازيم . لكن اين معنى صحيح نيست ، زيرا قبلا در اين آيات ، نامى از شرك برده نشده است .