پيروى كند و خداى يكتا را پرستش و از عبادت بتها خوددارى كند ، از من و حال او مثل حال من است .
وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
: و هر كس مخالفت مىكند ، تو در همه حال پوشندهء گناهان و صاحب رحم بوده ، به آنها نعمت مىبخشى .
سپس خداوند متعال ، بنقل دنبالهء دعاى ابراهيم پرداخته ، مىفرمايد :
رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ
: ، پروردگارا ، من برخى از فرزندان خود را - كه بدون خلاف منظور اسماعيل است - در وادى بى كشت و زرعى ، سكونت دادم . اسماعيل بزرگترين فرزندان ابراهيم بود . امام باقر فرمود : مائيم بقيهء آن عترت . و نيز فرمود : دعاى ابراهيم ، تنها در بارهء ما بود . مقصود از « وادى بى كشت و زرع » وادى مكه يعنى ابطح است . در آن زمان در وادى مكه ، آب و زراعتى وجود نداشت . در اينجا مفعول فعل را ذكر نكرد ، زيرا « من » به معناى بعض است و معناى مفعول را مىرساند . مثل
« أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ »
( اعراف 50 : مقدارى آب بر ما بريزيد ) بلخى گويد : تقدير « اسكنت اناساً من ذريتى » است .
عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ
: در اينجا خانه را به خدا اضافه كرده ، زيرا او صاحب خانه است . لكن خانههاى ديگر متعلق به بندگان است .
ايراد :
ممكن است گفته شود : چگونه ابراهيم مىگويد : خانه ، در حالى كه هنوز خانه را بنا نكرده است ؟ ! پاسخ :
1 - از آنجا كه معلوم بود كه خانه را بنا خواهد كرد ، چنين تعبير صحيح است . يعنى : خانهاى كه وجود آن از لحاظ علم تو مسلم است .
2 - خانه ، قبلا وجود داشته و بدست « طسم » و « جديس » - كه دو قبيله از عرب بودند كه در مكه سكونت داشتند و منقرض شدند - ويران شده است . برخى گفتهاند :
خداوند هنگام طوفان ، خانه را به آسمان برد .