ترجمه :
و به ياد آور هنگامى كه ابراهيم گفت : پروردگارا اين بلد را محيط امن قرار ده و مرا و فرزندانم را از پرستش بتها دور گردان . پروردگارا ، آنها بسيارى از مردم را گمراه كردند ، هر كه مرا پيروى كند ، از من و هر كه مرا معصيت كند ، تو آمرزگار و رحيمى .
پروردگارا گروهى از ذريهام را در وادى بىكشت و زرعى نزد خانهء صاحب حرمت تو سكونت دادم ، پروردگارا براى اينكه نماز بپاى دارند . بنا بر اين دلهاى گروهى از مردم را متمايل به آنها گردان و از ثمرات روزى آنها كن تا ترا شكر كنند . پروردگارا تو ميدانى آنچه پنهان و آنچه آشكار كنيم . هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست . ستايش خدا را كه به پيرانه سر ، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد . پروردگارا من شنوندهء دعاست . پروردگارا مرا و ذريهام را بپاى دارندهء نماز گردان . پروردگارا دعاى مرا بپذير . پروردگارا مرا و پدر و مادرم و مؤمنين را در روز حساب ، بيامرز .
قرائت :
و اجبنى : در قرائت غير مشهور بهمزهء قطع خوانده شده است . اين فعل از ثلاثى مجرد به معناى دور ساختن است و برخى از عربها به باب افعال بردهاند .
تهوى : در قرائت على ( ع ) و امام باقر و امام صادق ( ع ) بفتح واو خوانده شده است .
در اين صورت از « هوى يهوى » به معناى دوست داشتن و متعدى است لكن متعدى شدن به « الى » هم صحيح است ، زيرا محبت ، تمايلى است كه متوجه ديگرى خواهد بود . در قرائت مشهور كه بكسر واو آمده نيز به معناى ميل كردن به آنهاست .
تقبل دعاء : ابن كثير و ابو عمرو و حمزه و هبيره - از حفص - « و تقبل دعائى ربنا » خواندهاند . اين قرائت ، طبق قياس است . لكن حذف ياء هم بلا مانع است ، زيرا كسره ، بر آن دلالت دارد . لكن ابو على گويد : در موقع وقف ، حذف ياء ، بهتر است . شاعر گويد :
فهل يمنعنى ارتيادى البلاد * من حذر الموت ان يأتين
يعنى : آيا گردش من در بلاد از ترس مرگ ، از مرگ من مانع مىشود ؟
و لوالدى : امام مجتبى ( ع ) و امام باقر ( ع ) و زهرى و ابراهيم نخعى « و لولدى »