إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ
: اگر بخواهد شما را نابود و بجاى شما مردم ديگر خلق مىكند ، زيرا هر كس بر بناى چيزى قادر باشد ، بر خراب كردن آن قادرتر است ، مگر اينكه قدرت از او سلب شده باشد .
وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ
: هلاك كردن شما و خلق مردم ديگر براى خداوند ممتنع نيست .
وَ بَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعاً
: در اين آيه ، خداوند خبر مىدهد كه : چون قيامت فرا رسد ، مردم از قبرها خارج مىشوند و به حكم خداوند در برابرش حاضر مىگردند . در اينجا فعل ماضى به معناى آينده به كار رفته است ، زيرا مفاد آن حتمى الوقوع است .
ابن عباس گويد : يعنى همهء مردم اعم از سران و رؤسا و زيردستان آنها ، در برابر خداوند حاضر مىشوند . اين آيه ، متصل است به
« وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ »
.
نظر به اينكه : آنان را تهديد بكيفر روز قيامت مىكند ، از اينرو به وصف قيامت و بيان گفتگوهايى كه ميان رؤسا و قويدستان و مردم ضعيف و ناتوان ، رد و بدل مىشود ، پرداخته ، مىفرمايد :
فَقالَ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا
: ضعيفان به آنهايى كه تكبر ورزيده ، ايمان نياوردند ، يعنى آنهايى كه در دنيا رهبر و متنفذ و صاحب اقتدار بودهاند يا بناحق بر مسند رهبرى دينى تكيه زده بودند ، مىگويند :
إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
: ما در دنيا پيرو شما بوده و از شما تقليد كردهايم ، آيا قادريد قسمتى از عذابهاى الهى را از ما دور سازيد ؟ در صورتى كه بدون ترديد نمىتوانيد همهء عذابها را از ما دور سازيد ! در اينجا « من » براى تبعيض است .
قالُوا لَوْ هَدانَا اللَّهُ لَهَدَيْناكُمْ
: آنها بتابعان خود مىگويند : اگر خداوند ما را به راه خلاص و نجات از كيفر ، هدايت مىكرد ، ما هم شما را به آن راه هدايت مىكرديم .
يعنى : اگر ما خلاص مىشديم ، شما هم خلاص مىشديد . لكن نه ما را به خلاص و نجات اميدى است ، نه شما را . اين معنى از جبائى و ابو مسلم است . برخى گويند : يعنى اگر