تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
فرمانروايى و سلطنت او منظم گرديد مشتاق ديدار پروردگار خود گشته و آرزوى مرگ خود را كرد ، و برخى گفته‌اند : معناى اين جمله آنست كه مرا تا وقت مرگ بر ايمان به خود ثابت قدم فرما و مسلمانم بميران .
« وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ »
و مرا بشايستگان يعنى اهل بهشت از پيمبران و اولياء و صديقان ملحق فرما . و برخى گفته‌اند : چون خداى سبحان او و پدر و مادر و برادرانش را گرد هم جمع كرد و فراقشان را بوصال مبدل فرمود ، يوسف خواست تا با پدران خود در بهشت گرد يكديگر جمع شوند و به همين منظور اين دعا را كرد ، يعنى مرا در ثواب و درجه‌هايى كه آنها دارند بديشان ملحق فرما . گويند : خداى تعالى آن حضرت را در مصر از دنيا برد و او را در تابوتى از سنگ مرمر در ميان رود نيل دفن كردند . و علت اين كار نيز آن بود كه چون يوسف از دنيا رفت مردم مصر بنزاع برخاسته و هر دسته ميخواستند تا جنازهء آن حضرت را در محلهء خود دفن كنند ، و از بركت آن جسد مطهر بهره‌مند شوند ، تا بالآخره مصلحت ديدند كه جنازه را در ميان رود نيل دفن كنند تا آب نيل از روى آن بگذرد و بهمهء شهر برسد و همهء مردم در اينباره يكسان باشند و بركت آن جنازه بطور مساوى بهمهء مردم برسد . و اين قبر هم چنان تا زمان موسى عليه السلام در رود نيل بوده تا وقتى كه آن حضرت او را از نيل بيرون آورد و با خود از مصر خارج كرد . در اينجا خداى سبحان پس از نقل داستان يوسف - دوباره رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - را مخاطب ساخته ميفرمايد :
« ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ »
اى محمد آنچه را از داستان يوسف براى تو بيان كرديم از جملهء خبرهاى غيبى است كه آن را بوسيلهء فرشتگان به تو وحى ميكنيم تا بقوم و مردم خويش آن را خبر دهى و دليلى بر صدق نبوت و معجزه‌اى براى راست گويى تو باشد .
« وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ »
و تو اى محمد پيش فرزندان يعقوب نبودى در آن وقتى كه تصميم گرفتند و همدست شدند تا يوسف را در چاه بيندازند .
« وَ هُمْ يَمْكُرُونَ »
و در كار يوسف نقشه طرح ميكردند - يا بيوسف حيله زدند - تا او را در چاه انداختند .