را از خدا مىبيند خير و خوبى خود ميداند ، در سختيها و بلا به دو اميدوار است ، و در فراخى و آسايش او را ستايش كرده و سپاس ميدارد ، ولى كافر اين گونه نيست .
سؤال - چگونه در اين مدت طولانى با نزديكى مسافت خبر يوسف براى يعقوب مخفى ماند ، و چرا يوسف حال خود را بيعقوب خبر نداد تا دلش آرام گيرد و اندوهش بر طرف شود ؟
جواب - جبائى گفته : علتش اين بود كه يوسف را بمصر بردند و بعزيز مصر فروختند ، و او نيز يوسف را بتوقف در خانه ملزم كرد ، و پس از آن نيز چند سال در زندان بود بطورى كه نامش از زبانها افتاد ، و وقتى هم كه توانست اين كار را انجام دهد در صدد بر آمد تا بطريقى خبر خود را به پدر رساند كه اطمينان بوصول آن داشته باشد ، زيرا ميترسيد اگر شخصى را مأمور كند كه مستقيماً اين خبر را بيعقوب برساند برادران مانع اين كار شوند و نگذارند ، و سيد مرتضى ( ره ) گفته است : ممكن است خداوند براى تشديد محنت يعقوب بيوسف وحى فرمود و از اينطريق مانع شد كه يوسف حال خود را به اطلاع پدر برساند و گرنه براى يوسف امكان اين كار بود كه بوسيلهاى احوال خود را به پدر اطلاع دهد .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 283
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٢٨٣