به اندازهء اندوه هفتاد زن فرزند مردهء دلسوخته ، عرض شد : چگونه با اينكه به دو خبر داده بودند كه يوسف به تو باز ميگردد باز اينقدر اندوهناك بود ؟ فرمود : آن خبر را فراموش كرد .
و مقاتل گفته : شش سال نابينا گرديد . و ديگرى گفته : نزديك شد كه نابينا گردد اما نابينا نشد بلكه ديگر به سختى چيزها را ميديد .
« فَهُوَ كَظِيمٌ »
يعنى آكنده از غم و اندوه شده بود كه غصهء خود را فرو مىخورد و به كسى اظهار نميكرد و به زبان نميآورد ، و حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام نيز به همين سبب به « كاظم » ملقب شد كه در دوران امامت خود اندوه و غصههاى زيادى در دل فرو برد و به كسى اظهار نفرمود . و ابن عباس گفته : « كظيم » به معناى اندوهناك و گرفته است .
« قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ »
فرزندان يعقوب بپدرشان گفتند : به خدا پيوسته ياد يوسف ميكنى .
« حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً »
ابن عباس و ابن اسحاق گفتهاند : يعنى تا وقتى كه بيمار و فاسد العقل شوى ، و مجاهد گفته : يعنى تا نزديك مرگ شوى ، و قتادة و ضحاك گفتهاند :
يعنى تا وقتى پير و فرتوت شوى .
« أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ »
يا از مردگان گردى . و اين سخن را از روى دلسوزى نسبت به پدر گفتند . و برخى گفتهاند : بخاطر ناراحتى كه از گريهء او داشتند اين سخن را اظهار كردند زيرا راحتى آنها را سلب كرده بود .
« قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ »
يعقوب گفت : من اندوه خودم يا حاجت خودم و گرفتاريها و مشكلات زندگيم را در تاريكيهاى شب و اوقات خلوت به خدا فقط اظهار ميدارم و برخى گفتهاند : « بث » اظهار اندوه است و « حزن » پنهان كردن آن است .
و از رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - روايت شده كه فرمود : جبرئيل بنزد يعقوب آمد و به دو گفت : خدا تو را سلام مىرساند و ميفرمايد : خوشحال باش و نويد داده ميگويد : بعزت خودم سوگند اگر آن دو مرده باشند براى تو زندهشان ميكنم . اكنون غذايى براى مستمندان آماده كن كه محبوبترين بندگان نزد من مسكينانند ، هيچ