تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
بچنين سرنوشتى دچار مىشود ، و ما منظورى جز خير و خوبى نداشتيم و اگر چنين چيزى ميدانستيم او را با خود بمصر نمىبرديم . و عكرمة گفته : يعنى ما از زير پرده و درون قضيه آگاه نيستيم و نميدانيم كه آيا حقيقتاً پسرت دزدى كرده يا بدروغ چنين نسبتى به او داده‌اند و ما همان مشاهدات خود را كه در ظاهر ديده‌ايم به تو گزارش ميدهيم . و ابن عباس گفته : يعنى ما از كارهاى پنهانى پسرت اطلاع نداشتيم ، فقط تا وقتى كه در حضور ما بود ما از وى محافظت ميكرديم ( كه دزدى نكند ) اما وقتى از نزد ما بخلوت ميرفت ما ديگر از وى اطلاعى نداشتيم كه چه مىكند ، و منظورشان اين بود كه او شبانه در وقتى كه ما خواب بوده‌ايم دزدى كرده كه ما نفهميده‌ايم . . . و در لغت « حمير » غيب به معناى شب است . و خلاصهء معنا اين است كه گفتند : ما نميدانيم او در شب و روز و رفت و آمدش چه ميكرد .
« وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها »
يعنى و از اهل آن دهكده‌اى كه ما در آن بوديم بپرس . و چنانچه ابن عباس و ديگران گفته‌اند : منظور از قرية همان مصر است و عرب شهرها را نيز بنام قريه ميخوانند يعنى از هر يك از اهل مصر ميخواهى اين جريان را سؤال كن چون اينمطلب ميان آنها شيوع دارد و از هر كس بپرسى داستان را برايت نقل مىكند ، و سبب اينكه اين حرف را زدند براى آن بود كه بعضى از مردم مصر به همان نواحى كنعان آمده بودند .
« وَ الْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها »
و از اهل همين كاروانى هم كه ما همراه آنان بوديم يعنى از همين مردم كنعان كه همسايگان تو هستند بپرس ، و اينمطلب را براى آن گفتند كه نزد يعقوب عليه السلام متهم بودند . و روى اين معنا كه گفتيم بايد در هر دو جا يعنى در
« وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ »
و در « العير » لفظ « اهل » را كه از نظر ادبى « مضاف » مىشود در تقدير گرفته و بگوئيم بخاطر ايجاز و معلوم بودن معنى حذف شده ، و معناى آيه چنانچه گفتيم اين است كه از اهل قريه و از اهل كاروان بپرس . . . و برخى گفته‌اند : احتياج به اين حذف و تقدير نيست بلكه يعقوب پيغمبر و داراى معجزه بود و مىتوانست بدون - واسطه به صورت خرق عادت و اعجاز از خود آن قريه و خود شتران سؤال كند و