حرض : مشرف بر هلاكت . و گفته مىشود « رجل حرض و حارض » يعنى فاسد الجسم و العقل و « أحرضه » يعنى او را فاسد كرد .
بثّ : اندوهى است كه دارندهء آن قادر بر كتمان آن نيست .
تحسس : به معناى تجسس است و در لفظ و معنى همانند آن است . و برخى ميان آن دو فرق گذارده و گفتهاند : تجسس - با جيم - تفحص از امور پنهانى مردم است . و تحسس - به حاء - استماع خبر از احوال و اوضاع مردم است . و ابن عباس گفته : تحسس در خير استعمال شود و تجسس در شرّ .
روح به معناى راحت و به معناى رحمت آمده است .
تفسير :
در اين آيات خداى سبحان خبر ميدهد كه بزرگشان از نظر سن يا از نظر علم و دانش به ديگران گفت :
« ارْجِعُوا إِلى أَبِيكُمْ فَقُولُوا يا أَبانا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا »
بنزد پدرتان بازگرديد و بوى بگوئيد پسرت بحسب ظاهر دزدى كرده و ما در نزد تو گواهى نميدهيم جز آنچه را ميدانيم كه پيمانهء شاه از ميان بار او در آمد . . . و از اين بيان معلوم مىشود كه آنها قطع نداشتند كه ابن يامين دزدى كرده ، و برخى گفتهاند : يعنى ما در نزد پادشاه مصر به اينمطلب كه خود شخص دزد را بايد بجرم عملش بازداشت كرد گواهى نداديم جز بر طبق حكم و قانونى كه در اينباره اطلاع داشتيم و ميدانستيم كه حكمش همين است ، و از اينكه پسر تو دزدى كرده يا نه اطلاعى نداريم و همين قدر ميدانيم كه پيمانه در نزد او پيدا شد و در ظاهر حكم كردند كه وى دزد است . . .
و اين سخن را در وقتى گفتند كه يعقوب بدانها گفت : پادشاه مصر نميدانسته است كه بايد خود شخص سارق را بسزاى سرقت بازداشت كند و اين قانون را از زبان شما شنيده است .
« وَ ما كُنَّا لِلْغَيْبِ حافِظِينَ »
حسن و قتاده و مجاهد گفتهاند : يعنى و ما در وقتى كه از تو خواستيم تا ابن يامين را بهمراه ما بفرستى خبر از آينده و غيب نداشتيم و نميدانستيم