لغت :
غنى : در لغت به معناى كفايت و بس بودن در مال و ثروت است . و گاهى در ضرورت شعر - غناء - بمدّ آمده . و « غناء » بكسر غين : كشيدن صدا است . و بفتح و مدّ به معناى كفايت است . و مشتقات ديگر آن نيز از همين معنى است مانند « مغانى » به معناى منزلها . زيرا به معناى اكتفاء كردن بدانها است ، و « غانية » نيز كه در مورد زن گويند بخاطر آن است كه به شوهر خود از ديگران اكتفاء مىكند ، و يا بزيبايى خود از آرايش اكتفاء مىكند .
تفسير :
« وَ قالَ يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا . . . »
و چون آمادهء حركت بسوى مصر شدند يعقوب بدانها گفت : پسران من از يك در وارد مصر نشويد و از درهاى مختلف وارد شويد . . .
و بگفته ابن عباس و حسن و قتادة و ضحاك و سدى و ابو مسلم : اين دستور يعقوب براى آن بود كه چون همگى برادر يكديگر و اولاد يك پدر بودند و از نظر جمال و كمال و شكل و هيئت نيز ممتاز بودند ترسيد چشم بخورند ، و مردم آنها را چشم بزنند ، و جبائى گفته است : موضوع چشم زدن و چشم زخم دليلى ندارد و منكر آن شده و از اينرو گفته است : يعقوب ترسيد مردم به آنها حسد ببرند و چون نيرو و قدرت آنها گوشزد سلطان مصر گردد از آنها بيمناك شود و آنها را بزندان افكنده و يا بقتل برساند .
اما بسيارى از اهل تحقيق موضوع چشم زخم را ثابت كرده و حديثى نيز از پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - در اينباره روايت كردهاند كه آن حضرت فرمود :
چشم حق است و اثر دارد و چشم قلههاى كوه را فرود آورد . يعنى قدرت و اثر چشم به حدى است كه ميتواند قلهء مرتفع كوه را به زير آورد .
و در حديث است كه آن حضرت براى حسن و حسين عليهما السلام دعاى چشم زخم ميخواند ، و براى دفع آن اين جملات را ميگفت :
« اعيذ كما بكلمات اللَّه التامة من كل شيطان و هامة و من كل عين لامة »
- يعنى شما را در پناه كلمات تامهء خدا قرار مىدهم از شر هر ديو و هر جنبندهاى و از شر هر چشم زخمى - و در روايت است كه ابراهيم عليه