داشته باشد و چون وضع حال عمرو را ميداند كه اگر نعمت زيد را از وى نگيرد رو به دنيا آورده و از آخرت دور گردد ، و اگر آن را از زيد روى همان علتى كه ذكر كرديم بگيرد عوض آن را به دو ميدهد و دير يا زود جبران آن نعمت را مىكند . و بنا بر اين ممكن است حديث « چشم حق است » بر همين وجه تأويل و تفسير گردد . گذشته از از اينكه از حديث ديگرى كه از رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - روايت شده از كلام آن حضرت استفاده مىشود كه وقتى چيزى در نظر بندگان خدا بزرگ آمد خداوند از قدر و ارزش آن چيز ميكاهد و كوچكش ميسازد . و بنا بر اين هيچ بعيد نيست كه حال بعضى از چيزها در اثر نگاه مردمان تغيير كند و همان بزرگ آمدن آن چيز در چشم مردم و جلب نظر و توجهى كه مىكند سبب دگرگونى وضع آن چيز گردد ، چنانچه در حديث است كه چون از شتر عضباء رسول خدا در مسابقه سبقت گرفتند - و تا بآنروز در هيچ مسابقهاى از آن شتر سبقت نگرفته بودند - حضرت فرمود : « بندگان خدا چيزى را بالا نبردند ( و بمقام بلند نرساندند ) جز آنكه خدا از مقام آن چيز كاست » و ممكن است اينكه دستور دادهاند وقتى چيزى به چشم انسان خوش آمد و چشمگير شد آن چيز را در پناه خدا قرار داده و برسولخدا - صلى اللَّه عليه و آله - درود فرستند مصلحتى در اين كار باشد كه جلوى تغيير حالت آن چيز را بگيرد زيرا بيننده با اين عمل به خدا توجه كرده و به دو پناهنده مىشود و همين عمل حكايت از اين مىكند كه به دنيا توجه نداشته و بدان مغرور نشده است . پايان كلام شريف رضى قدس سره -
« وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ »
و من نمىتوانم جلوى قضا و قدر خدا را بگيرم اگر مقدر شده باشد كه شما چشم بخوريد و يا ساير مقدرات .
« إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ »
كه حكم فقط مخصوص خدا است و بر او توكل كنم كه او قادر است شما را از چشم زخم يا حسد مردمان حفظ كند و سالم به من برگرداند
« وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ »
و توكل كنندگان بايد بر او توكل كنند و كارهاى خود را به دو واگذارند و به دو اعتماد كنند .