و امثال اين گفتارها به هيچ وجه با مقام پيامبران الهى مناسبت ندارد و از حقيقت دور است ، گذشته از اينكه اين سخنان با تكليف منافات دارد و سبب مىشود كه يوسف - عليه السلام در تقوى و خوددارى از گناه در آن حال مستحق هيچگونه مدح و ثوابى نباشد و اين بدترين گفتارى است كه كسى دربارهء آن پيغمبر معصوم بگويد .
« كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ »
يعنى اين چنين برهان را به او نمايانديم تا بدى يعنى خيانت را از وى بازداريم .
« وَ الْفَحْشاءَ »
يعنى از ارتكاب كار زشت . و برخى گفتهاند : منظور از « سوء » گناه است و مقصود « از فحشاء » زنا است .
« إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ »
كه براستى وى از بندگان خالص ما بود يعنى از برگزيدگان براى نبوت ، و اگر مخلص را بكسر لام بخوانيم يعنى مخلص در عبادت و توحيد ما بود و به معناى ديگر از بندگانى بود كه در طاعت خدا اخلاص داشت و خود را خالص براى اطاعت حق كرده بود ، و اين جمله دليل بر پاكى دامن يوسف و جلالت قدر آن بزرگوار از ارتكاب عمل زشت و تصميم بر آن است .