اينمطلب هم معلوم است كه صرف ميل و خواستن گناه نيست زيرا خداى تعالى چنين ميلى را در وجود انسان قرار داده ، و آنچه گناه و قبيح است آن عمل خارجى است نه صرف شهوت و ميل . و اين وجهى است كه حسن گفته ، و اضافه كرده كه آنچه زليخا ميخواست كثيفترين خواستهها بود ، و اما آنچه يوسف ميخواست موافق همان طبع بشرى بود كه در وجود هر مردى شهوت بزن قرار دارد . و ضحاك از ابن عباس روايت كرده كه گفت : همّ زليخا همان تصميم به عمل زنا بود ، ولى همّ يوسف اين بود كه دلش ميخواست زليخا همسر مشروع او باشد ، و روى اين معنى نيز بايد متعلق « لو لا » محذوف باشد يعنى اگر برهان پروردگار خود را نديده بود تصميم ميگرفت و يا عملى انجام ميداد .
سؤال :
اگر كسى بگويد : « همّ » در آيهء شريفهء
« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها »
بيك سياق وارد شده و چگونه است كه شما متعلق همّ زليخا را كار قبيح و زشت گرفتيد ، ولى در مورد يوسف همّ او را به كار غير قبيح متعلق دانستيد ؟
جواب :
پاسخ اين حرف آنست كه از ظاهر آيهء شريفه نمىتوان متعلق همّ آن دو را فهميد ، و بايد از آيات و دليلهاى ديگر آن را بدست آورد . و اينكه ما گفتيم : متعلق همّ زليخا كار قبيح بوده روى گواهى قرآن و آثارى است كه به اينمطلب گواهى ميدهد و از آن طرف نسبت كار قبيح به دو با دليلهاى ديگر عقلى هم منافاتى ندارد ، اما از نظر گواهى قرآن همان آياتى است كه در اين سورهء مباركه بيان شده يكى اين آيه است كه فرموده :
« وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ »
« 1 » و ديگر آن آيه كه فرمايد :
« وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَها حُبًّا إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ »
« 2 » و آيهء ديگرى كه بنحو حكايت از قول زليخا فرموده :
« الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ
،
وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ . . . »
« 3 » كه در تمامى اين آيات تصريح شده كه زليخا تصميم بكامجويى از يوسف و انجام
هامش
( 1 ) - آيهء 23 .
( 2 ) آيهء 31 .
( 3 ) آيهء 52 و 32 .