تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
از من كام ميخواست و ( در اينوقت ) كسى از خاندان آن زن گواهى داده ( گفت ) اگر پيراهن يوسف از جلو دريده شده آن زن راست ميگويد و يوسف دروغگو است ( 26 ) و اگر پيراهنش از عقب دريده آن زن دروغ ميگويد و او راستگو است ( 27 ) و چون ديد پيراهن او را كه از عقب دريده بدان زن گفت اين كار از نيرنگ شما است كه نيرنگ شما ( زنان ) بزرگ است ( 28 ) اى يوسف از اين ماجرا در گذر ، و ( بزن گفت ) تو هم از گناه خويش آمرزش بخواه كه از خطا كاران هستى ( 29 ) .

شرح لغات

قدّ : دريده شدن چيزى از طرف طول آن . كيد : درخواست چيزى از ديگرى با نارضايتى و كراهت او ، چنانچه زليخا كارى را از يوسف ميخواست كه حاضر بدان نبود و از آن امتناع داشت . خطيئة : كارى بر خلاف حكمت و فرزانگى و عدول از راه صواب .

تفسير :

« وَ اسْتَبَقَا الْبابَ »
يعنى يوسف و زليخا هر دو به طرف در شتافتند و هر كدام ميخواستند زودتر بدانجا برسند ، اما يوسف ميخواست هر چه زودتر از دست آن زن بگريزد و بگناه آلوده نشود ، و اما آن زن ميخواست بدينوسيله مانع فرار يوسف گردد ، و پيش از آنكه وى بدر برسد جلوى در را گرفته و كام خود از يوسف بازگيرد .
« وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ »
و زليخا روى همين منظور خود را بيوسف رسانيد و پيراهنش را محكم گرفت و آن را از پشت سر دريد زيرا يوسف از جلو ميدويد و زليخا از پشت سر او را گرفت .
« وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ »
در اين حال كه هر دو از در خارج شدند شوهر آن زن را دم در ديدند ، و اينكه شوهر او را بنام « سيد » خوانده براى آنست كه صاحب اختيار آن زن بود .
« قالَتْ ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
يعنى آن زن براى اينكه گناه را به گردن يوسف بيندازد پيشدستى كرده به شوهر خود گفت : سزاى كسى