خداوند دربارهء زنا تعيين كرده و اطلاع از عذاب و عقابى بود كه شخص زنا كار مستحق آن گردد .
2 - ابو مسلم گفته : منظور از برهان پروردگار همان ادب و سيره و اخلاقى است كه خدا به انبياء و بزرگان درگاه خويش عنايت كرده كه از آلودگى بگناه پارسا و از اعمال زشت خود دارند و يوسف نيز داراى همان اخلاق و ادب بود .
3 - منظور همان مقام نبوت است كه مانع از ارتكاب هر كار زشت است و آن فرزانگى و حكمتى كه جلوگير از انجام هر عمل قبيحى مىباشد و يوسف نيز داراى آن مقام بود . و اين وجهى است كه در حديثى از امام صادق عليه السلام روايت شده .
4 - منظور از برهان پروردگار اين بود كه بتى در آن اطاق بود و يوسف - عليه السلام مشاهده كرد زليخا بر خاسته و پارچهاى روى آن انداخت ، يوسف عليه السلام فرمود : اگر تو از بتى حيا و شرم ميكنى من شايستهتر هستم كه از خداى يكتاى قهار شرم كنم . و اين وجه در حديثى از امام سجاد عليه السلام روايت شده .
5 - منظور آن لطفى است كه خداى تعالى در آن حال يا پيش از آن بيوسف لطف فرمود و همان سبب خوددارى از گناه و مانع او از ارتكاب عمل زشت گرديد و آن لطف همان مقام عصمت بود زيرا عصمت عبارت از آن لطفى است كه شخص معصوم بوسيلهء آن از زشتيها پرهيز كند و از انجام آن خوددارى نمايد .
و ممكن است منظور از رؤيت نيز در اينجا در جملهء
« لَوْ لا أَنْ رَأى . . . »
علم و دانايى باشد چنانچه ممكن است به معناى ادراك باشد .
و اما آنچه دربارهء برهان گفته شده كه در آن حال شنيد كسى به دو ميگويد : اى پسر يعقوب مانند پرندهاى نباش كه پر و بالى دارد و اگر زنا كند پر و بالش بريزد . و يا اينكه يعقوب انگشت به دهان در پيش رويش مجسم شد . و يا دستى را ديد كه در آن كلماتى نوشته و او را از اين كار باز ميدارد ولى يوسف توجهى بدان دست نكرد تا اينكه خداوند جبرئيل را فرستاد و به دو گفت : پيش از آنكه بندهء من آلودهء بگناه گردد او را درياب و جبرئيل آمد و ناگهان يوسف او را ديد كه انگشت بر دهان گرفته . . .