تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
در آن فرمانروا بود مقتدر و نافذ الكلمة گرديد .
« وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ »
معناى اين جمله در ذيل آيهء 6 گذشت .
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
و خدا بر كار يوسف مسلط و غالب بود كه او را محافظت كند و متكفل روزى او گردد تا وقتى كه او را بدانچه مقدر فرموده بود از سلطنت و نبوت برساند . و برخى ضمير را به خدا برگردانده و گفته‌اند : يعنى خدا بر كار خويش مسلط و غالب است كه چيزى نمىتواند جلوگير او شود و هر چه را خواهد و بهر گونه كه خواهد انجام دهد .
« وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ »
ولى بيشتر مردم اين حقيقت را نميدانند ، و بعضى گفته‌اند : يعنى نميدانند كه خداوند سر انجام كار يوسف را بكجا ميكشاند و او را بچه مقامى نائل مىكند .
« وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ »
يعنى و چون يوسف به حد اعلاى جوانى و كمال و نيرو و عقل رسيد . و ابن عباس گفته : « اشد » از هيجده سال تا سى سال را گويند ، و برخى گفته‌اند : حد اعلاى اشدّ چهل سالگى است و بيشتر گفته‌اند : شصت سالگى است . و تأييد اين قول را مىكند حديثى كه ميگويد : « كسى را كه خداوند شصت سال عمرش داد حجتش را بر او تمام كرده » و مجاهد و بسيارى از مفسرين گفته‌اند : ابتداى « اشدّ » از سى و سه سالگى است و ضحاك گفته : از بيست سالگى است .
« آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً »
ما به دو حكمت و دانشى داديم و منظور از حكمت آن گفتار برنده‌اى است كه بفرزانگى بخواند ، و منظور از علم و دانش همان بيان كردن چيزى است به همان گونه كه هست به نحوى كه در دل اثر كند - چنانچه على بن عيسى گفته - و ابن عباس گفته : منظور از حكمت همان نبوت است ، و منظور از علم علم شريعت مىباشد . و برخى گفته‌اند : معناى حكم ، دعوت بسوى دين خدا و منظور از علم همان علم شريعت است . و قول ديگر آنست كه منظور از حكم حكومت و قضاوت ميان مردم و از علم ، علم براههاى مصالح كار مردم بود ، زيرا مردم وقتى قضاوت و حكومتى را بنزد عزيز ميبردند بيوسف دستور ميداد ميان آنها قضاوت كند چون خرد و درايت و رأى