بهترين آنها همان « هيت لك » بفتح هاء و تاء است ( چنانچه قرائت مشهور است ) ، و معناى او اين است كه بيا و نزديك شو . و بهر صورت تمامى آنها اسم فعل است مانند « صه » و « مه » و « أيه » و حركت آخر آن نيز براى التقاء ساكنين است . و اما قرائت « هئت » بهمزه روى آن است كه آن را فعل ماضى و به معناى « تهيأت » گرفتهاند - يعنى مهيا شدم - و « هيّئت » نيز كه معلوم است به همين صورت مىباشد .
شرح لغات :
مراوده : در خواست انجام چيزى از روى نرمى و رفاقت از ديگرى . و در اينجا كناية از درخواستى است كه زنان از مردان در وقت كامجويى دارند .
تغليق ابواب : درها را به سختى و محكمى بستن .
معاذ اللَّه : يعنى به سختى پناه به خدا ميبرم . و از نظر اعراب نصب آن به جهت مصدر است .
تفسير :
« وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ »
يعنى آن زنى كه يوسف در خانهاش بود - زليخا - از يوسف خواست كه با او در آميزد .
« وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ »
و درها را يكى پس از ديگرى به روى او و خويشتن بست ، و گويند : هفت در بوده و بعضى گفتهاند : منظور در خانه و در اطاق است .
« وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ »
يعنى پيش بيا و از آنچه برايت مهيا شده كام برگير .
« قالَ مَعاذَ اللَّهِ »
يوسف گفت : پناه ميبرم به خدا از آنچه مرا بدان ميخوانى ، يعنى يوسف با اين جمله هم امتناع خود را از آن عمل اظهار كرد و هم از خداى سبحان درخواست كرد تا او را در پناه خويش گيرد و از انجام كارى كه زليخا ميخواست محافظتش فرمايد .
« إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ »
بيشتر مفسران گفتهاند مرجع ضمير در « انه » همان شوهر زليخا و عزيز مصر است ، يعنى عزيز شوهر تو مالك و صاحب اختيار من است كه به خوبى عهدهدار تربيت و كفالت من شده و مرا گرامى داشته و مقام و منزلتم را