فتح كرد از آنجا براى جنگ با قبائل هوازن و ثقيف بسوى حنين حركت كرد ، و اين جريان در آخر ماه رمضان يا در شوال سال هشتم هجرت بود ، و سبب اين كار رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله آن بود كه رؤساى هوازن بنزد مالك بن عوف نصرى اجتماع كرده و اموال و زنان و كودكان را نيز بهمراه خود آوردند ، و در سرزمين « اوطاس » « 1 » فرود آمدند در ميان آنها پيرى سالخورده كه دو چشم خود را از دست داده بود وجود داشت كه نامش دريد بن صمة و رئيس قبيلهء جشم بود .
بدانجا كه رسيدند ، دريد پرسيد : اكنون در چه سرزمينى هستيد ؟ در پاسخش گفتند : در وادى اوطاس ! دريد گفت : براى جولان اسبان جاى خوبى است ، نه سنگلاخى است سخت ، و نه ريگزارى است نرم . آن گاه سخن خود را ادامه داده پرسيد :
چه شده كه صداى اشتران ، و بانگ خران ، و سر و صداى گاوان و گوسفندان و گريهء كودكان به گوش ميرسد ؟ در پاسخش گفتند : مالك بن عوف دستور داده مردم فرزندان و زنان و اموال خود را نيز همراه بياورند تا هر كس بخاطر دفاع آنها به خوبى جنگ كند دريد ( با ناراحتى ) گفت : بپروردگار كعبه سوگند اين مرد گوسفند چران است ( او را با جنگ چه كار ) ! آن گاه دستور داد مالك را بنزدش حاضر كنند چون مالك پيش وى آمد به دو گفت : اى مالك تو امروز رئيس قبيلهء خود هستى و از پس امروز فردايى است ، اين مردم را بسرزمينهاى خود باز گردان آن گاه مردانشان را انتخاب كرده بر پشت اسبان سوار كن و آنها را بجنگ بياور ، زيرا آنچه به كار تو آيد سوار كاران شمشير زنند و در آن هنگامه اگر جنگ بنفع تو پايان يافت كه آنها كه پشت سر توأند ( از زنان و فرزندان ) به تو ملحق خواهند شد ، و اگر بشكست تو انجاميد در مورد زنان و خاندانت رسوا نگشتهاى ( و آنها را بدست دشمن نسپاردهاى ) ؟
مالك ( كه حاضر نبود زير بار حرف ديگرى برود ) در پاسخش گفت : تو پير شدهاى و دانش و عقل تو از دست رفته است .
هامش
( 1 ) - اوطاس نام جايى در سه منزلى جنوب مكه بود .