تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
از آن سو رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پرچم بزرگ جنگ را بست و بدست على بن ابى طالب عليه السلام سپرد و پرچمهاى ديگر را نيز بدست همانهايى داد كه آن را با خود به مكه آورده بودند ، و پس از آنكه پانزده روز در مكه توقف فرمود بسوى حنين حركت كرد ، و براى تجهيز كار نيز كسى را بنزد صفوان بن اميه ( كه يكى از ثروتمندان مكه بود ) فرستاد و تعداد يكصد زره به صورت عاريه از او درخواست كرد ، صفوان پيغام داد : آيا به صورت عاريه ميخواهى يا به زور ميخواهى بگيرى ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود : به صورت عاريهء مضمونه ميخواهم ( كه اگر يكى از آنها نيز از بين رفت عوض آن را به تو باز گردانم ) ! صفوان كه چنان ديد يكصد زره به صورت امانت براى آن حضرت فرستاد و خود نيز بهمراه لشگريان اسلام حركت كرد ، و دو هزار نفر ديگر از تازه مسلمانان مكه با لشگر اسلام بسوى حنين حركت كردند كه با ده هزار نفرى كه همراه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به مكه آمده بودند جمعاً دوازده هزار نفر ميشدند . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله يك تن از اصحاب خود را فرستاد تا خبرى از دشمن بياورد ، و آن مرد چون بنزد مالك بن عوف رسيد از او شنيد كه بلشگريان خويش ميگويد هر يك از شما زن و دارايى خود را پشت سر قرار دهيد ، و غلاف شمشيرها را بشكنيد و در اطراف اين درّه و پشت درختان كمين كنيد و چون سپيدهء صبح زد يكباره حمله افكنيد و دشمن را درهم بشكنيد زيرا محمد با مردم جنگجوى سلحشورى روبرو نشده ( تا مزهء شكست را بچشد ) ! رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله چون نماز صبح را با اصحاب خود خواند از درّهء حنين سرازير شد ، در اينوقت لشكريان هوازن از هر سو به مسلمانان حمله كردند ، جلوداران لشگر اسلام كه قبيلهء بنى سليم بودند با اين حملهء ناگهانى دشمن فرار كردند و بدنبال آنان ديگرانى كه پشت سر آنها قرار داشتند دسته دسته گريختند و بخاطر آن غرورى كه از كثرت سپاهيان بدانها دست داده بود دشمن كنترل ميدان جنگ را بدست گرفت ، و اينها نيز رو بفرار نهاده از پيش روى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نيز گذشتند و به پشت سرشان نيز