نگاه نكردند ، و بجز على عليه السلام كه پرچم جنگ در دست او بود با چند تن ديگر كه ايستادگى كردند بقيه همگى فرار كردند ، و آن چند تن عبارت بودند از عباس بن عبد المطلب كه دهنهء استر رسول خدا را بدست داشت ، و فضل بن عباس كه در سمت راست آن حضرت بود ، و ابو سفيان بن حارث بن عبد المطلب كه در سمت چپ او قرار داشت ، و نوفل بن حارث و ربيعة بن حارث و رويهمرفته نه تن از بنى هاشم و يك تن از غير آنها و او ايمن بن ام ايمن بود كه در همانروز بشهادت رسيد ، و در همين باره عباس گفته است :
1 - نصرنا رسول اللَّه فى الحرب تسعة * و قد فرّ من قد فرّ عنه فأقشعوا
2 - و قولى اذا ما الفضل كرّ بسيفه * على القوم اخرى يا بنى ليرجعوا
3 - و عاشرنا لا قى الحمام بنفسه * لما ناله فى اللَّه لا يتوجع
ترجمه :
1 - ما بوديم كه رسول خدا را در جنگ يارى كرديم و ما نه تن بيش نبوديم و ديگران همه گريخته و پراكنده شدند .
2 - و گفتار من كه بپسرم فضل - در وقتى كه بدشمن حمله ميكرد - ميگفتم كه اى پسرم ضربت ديگرى بزن تا ( دشمن يا گريختگان مسلمانان ) باز گردند .
3 - و دهمين ما كه خود مرگ را ديدار كرد ( و بشهادت رسيد ) و از آنچه در راه خدا به دو رسيده بود اظهار درد نميكرد .
و چون رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - انهزام لشگريان را ديد بعمويش عباس - كه صداى رسا و بلندى داشت - فرمود : بالاى اين بلندى برو و صدا بزن : اى گروه مهاجر و انصار ، اى اصحاب سورهء بقره « 1 » ، و اى اهل بيعت شجره « 2 » ، بكجا فرار ميكنيد ؟
هامش
( 1 ) - در اينكه منظور از اين جمله چيست مرحوم مجلسى ( ره ) و ديگران وجوهى گفتهاند ، يكى آنكه : اى كسانى كه سورهء بقرة را خوانده و ميدانيد و آن همه آياتى را كه دربارهء جنگ با مشركان در آن سوره نازل گشته ميدانيد ؟ مانند آيه 191 :« وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ . . . »و آيهء 193« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ . . . »و ديگر آيات ، و ديگر آنكه منظور سرزنش و تشبيه آنها بمردمى است كه خدا در آيه 246 از اين سوره سرگذشتشان را بيان فرموده كه آنها به پيغمبر خود اظهار كردند « فرمانروايى براى ما معين كن تا همراهش كار زار كنيم » . . . - تا آنجا كه فرمايد : « و چون كار زار بر آنها مقرر شد جز اندكى بقيه روى گردانده و گريختند » .
( 2 ) - منظور درختى است كه مسلمانان در حديبية در زير آن درخت با رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - بيعت كردند و آن بيعت بخاطر آن درخت به بيعت شجرة موسوم گشت .