تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
روى زمين را بطور اجبار وادار به ايمان ميكرد .
« وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ . . . »
اى محمد اگر خداى تو ميخواست همهء مردم روى زمين ايمان ميآوردند . يعنى خداوند اين قدرت را داشت كه همهء مردم را بطور اكراه و اجبار به ايمان وادار كند . مانند آن آيهء ديگر كه ميفرمايد :
« إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ »
« 1 » يعنى ما اگر ميخواستيم آيه‌اى از آسمان بر ايشان نازل ميكرديم كه گردنهاشان در مقابل آن خاضع گردد ، و از اين رو پس از آن فرموده :
« أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ »
يعنى شايسته نيست كه تو هم بخواهى تا اينان از روى اجبار و اكراه ايمان آورند با اينكه تو قدرت اين كار را هم ندارى ، و خداى سبحان با اينكه قدرت آن را دارد معذالك اين كار را نكرد ، زيرا اين كار با تكليف و مكلف بودن ايشان منافات دارد . و منظور از اين جمله دلدارى و تسليت پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - است تا از تأسف و علاقهء شديدى كه نسبت به ايمان آنها داشت بكاهد . و ضمناً اين آيهء شريفه دليل بر بطلان قول جبريان نيز مىباشد كه ميگويند : « مشيت خداوند هميشگى است و مقيد بخواستن و اراده نمىشود . . . » زيرا خداوند در اين آيه خبر ميدهد كه اگر ايمان همهء مردم را بطور اجبار و اكراه ميخواست قدرت بر اين كار را داشت ولى نخواسته است و از اينرو در خارج تحقق نيافته ، و اگر مشيت حقتعالى به آن معنى ازلى بود تعليق آن بر اين شرط درست نبود . . .
« وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ »
يعنى براى هيچكس ممكن نيست كه ايمان آورد مگر به اينكه خداوند اسباب آن را برايش فراهم سازد و او را بر اين كار نيرو دهد و با نيروى خرد و عقلى كه به دو داده است وى را دعوت به ايمان كند . و برخى چون حسن و جبائى گفته‌اند : منظور از « اذن خدا » در اينجا أمر و دستور او است چنانچه در آن آيهء ديگر فرموده است :
هامش
( 1 ) - سورهء شعراء آيهء 4