« قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
اى محمد به كسى كه از آيات و نشانهها از تو سؤال مىكند بگو : بنگريد و نشانهها و عبرتها را از اختلاف شب و روز و جريان ستارگان و افلاك و كوهها و درياها و درختان و ميوهها و حيوانات گوناگون ببينيد ، زيرا دقت در فرد فرد و يا جملگى آنها انسان را به ايمان و شناسايى پروردگار تعالى راهبرى مىكند و به يگانگى و علم و قدرت و حكمت وى دلالت مينمايد .
« وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ »
يعنى اين نشانهها و برهانهاى آشكار با كثرت و ظهورى كه دارد و نيز اين فرستادگان بيم دهنده براى تنبه مردمى كه روى اين نشانهها تفكر و تدبر نمىكنند و ايمان به حق را نمىخواهند سودى نميدهد .
و برخى گفتهاند : معناى
« ما تُغْنِي »
يعنى چه چيز بدانها سود دهد از جلب منفعت و دفع زيان در وقتى كه راهنماى آنان نباشد ؟ و روى اين قول لفظ « ما » استفهاميه است . و رسم حسن بر اين بود كه هر گاه اين آيه را ميخواند فرياد ميزد و ميگفت : برهانها و حجتهاى آشكار براى مردمى كه آنها را نمىپذيرند سودى ندهد .
و امام صادق عليه السلام فرمود : در شب معراج جبرئيل براى رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - براق آورد و آن حضرت بر آن سوار شده به بيت المقدس آمد ، در آنجا بگروهى از پيمبران برخورد و آنها را ملاقات كرده برگشت و چون صبح شد بأصحاب خود فرمود :
من دوش به بيت المقدس رفته و برادران پيغمبر خود را ملاقات كردم ، حاضران پرسيدند :
چگونه در يك شب به بيت المقدس رفتى و باز گشتى ؟ فرمود : جبرئيل براى من براق را آورد و بر آن سوار شده اين مسافت را طى كردم ، و نشانهاش اين است كه در سر فلان آب بكاروانى از أبى سفيان بر خوردم كه شتر قرمز رنگى را گم كرده و در جستجوى آن بودند .
اين سخنان را كه از آن حضرت شنيدند نگاهى بهم كرده برخى از آنها گفتند :
ممكن است سوار تندروى بنزد او آمده و اين خبر را به او داده است ولى شما بشام رفته و آنجا را ديدهايد اكنون از بازارها و تاجران شام از وى سؤال كنيد ( و ببينيد چه ميگويد ) ؟ .
رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - چنان بود كه اگر چيزى را از وى مىپرسيدند