بسويى رفته .
رحب : فراخى . و جملهء « مرحباً و أهلا » ( كه معمولا در بر خوردها بهم ميگويند ) از همين باب است يعنى سرزمينها بر تو فراخ باد .
ضيق : تنگى ضد فراخى .
ظنّ : در اينجا به معناى يقين است ، چنانچه دريد بن صمة نيز در شعر خود گفته :
فقلت لهم ظنوا بألفى مدجج * سراتهم فى الفارسى المسرّد « 1 »
شأن نزول :
آيهء نخست دربارهء جنگ تبوك و سختيهايى كه به مسلمانان رسيد تا حدّى كه جمعى آهنگ بازگشت كردند ولى لطف خداى سبحان شامل حالشان گشت ، نازل شد حسن گفته : كار سختى آنها بجايى كشيد كه هر ده نفر از مسلمانان يك شتر داشتند كه هر كدام ساعتى روى نوبت سوار ميشدند و سپس پياده شده ديگرى بجاى او سوار ميشد و آذوقهء آنها عبارت بود از جو ، و خرماى كرم زده و پيه بدبو . و چنان بود كه بهر دسته مقدارى خرما رسيده بود و چون يكى از آنها سخت گرسنه ميشد يك دانه از آن خرماها را در دهان ميگذارد و قدرى ميمكيد كه دهانش شيرين شود سپس آن را از دهان بيرون ميآورد و برفيقش ميداد و جرعهاى آب دنبالش سر ميكشيد ، رفيقش نيز قدرى ميمكيد و به ديگرى ميداد و همچنين تا به آخرين نفر كه ميرسيد هستهاش بجاى مانده بود .
و گويند : أبو خيثمة - يعنى عبد اللَّه بن خيثمة - از كسانى بود كه از رفتن به تبوك تخلف كرد تا وقتى كه ده روز از رفتن رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - گذشت ، در آن روز - كه روز گرمى بود - به خانه نزد دو تن از زنانش كه هر يك سايبان خانهء خود را مرتب ساخته و بوسيلهء آب آن را خنك كرده و خوراكى براى وى آماده ساخته بودند بيامد و چون آن منظره را ديد گفت : سبحان اللَّه ! پيغمبر خدايى كه گناه گذشته
هامش
( 1 ) - يعنى بدانها گفتم يقين كردند به دو هزار مرد مسلحى كه سرانشان زرههاى فارسى پوشيدهاند .