مغفرت كنند .
« وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى »
يعنى هر چند اين اشخاص نزديكترين كسان به آنها باشند .
« مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ »
يعنى : پس از اينكه معلوم گرديد آنها كافر بوده و سزاوار خلود در آتش ميباشند ، و در تفسير حسن چنين آمده : كه مسلمانان به پيغمبر اكرم ( ص ) عرض كردند : آيا براى پدران ما كه در زمان جاهليت مردهاند طلب آمرزش نميكنى ؟ پس خداى سبحان اين آيه را نازل كرد و بيان فرمود كه پيغمبر و هيچ مؤمنى سزاوار نيست كه براى كافرى دعا و طلب مغفرت نمايند .
و اينكه خداى سبحان در آيه فرمود
« ما كانَ لِلنَّبِيِّ . . . »
اين تعبير بليغتر و رساتر از اين بود كه بفرمايد « لا ينبغى للنبى . . . » زيرا از اين تعبير چنين برميآيد كه اين عمل يعنى : طلب آمرزش براى كفار ، عمل قبيحى بوده ولى حكمت خدا مانع آن گرديده اما اگر به صورت « لا ينبغى » ميفرمود دلالت نداشت كه از حكمت خدا دور بود بلكه دالّ بر اين بود كه شايسته نيست پيغمبر اين كار را اختيار نمايد و معناى آن اين بود كه خداوند طلب استغفار و آمرزش براى مشركين را در دين و حكم خود قرار نداده است ، گرچه مهر و محبت خويشاوندى و علاقهء رحم آنان را وادار بآمرزشخواهى براى آنها كند . پس از آنكه آشكار شد براى ايشان كه آنان را عذابى بزرگ است .
سپس خداى سبحان علت استغفار ابراهيم را براى پدرش با اينكه كافر بود بيان مىكند - چه روى سخن آنان كه ميگويند پدر حقيقى او بود و چه بگوئيم جدّ مادرى و يا عمويش بود چنانچه بزرگان ما گفتهاند - .
« وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ »
يعنى استغفار ابراهيم براى پدرش نبود جز از روى وعدهاى كه داده بود و در اينكه چه كسى اين وعده را داده بود اختلاف است كه آيا از طرف ابراهيم بود يا پدرش و برخى گفتهاند كه پدرش وعده داد كه هر گاه او برايش طلب آمرزش كند ايمان خواهد آورد و ابراهيم روى اين وعده بود كه براى او استغفار كرد .