تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣

شأن نزول :

از ابى امامهء باهلى نقل شده و در روايت مرفوعى نيز روايت شده كه اين آيات دربارهء ثعلبة بن حاطب كه مردى از انصار بود نازل شد ، و او مردى بود كه برسولخدا - صلى اللَّه عليه و آله - عرضكرد : از خدا بخواه تا مالى روزى من گرداند ، حضرت در پاسخش فرمود : اى ثعلبه مال اندكى كه شكرش را بجاى آرى بهتر از مال بسيارى است كه تاب آن را نداشته باشى ! مگر نميخواهى به پيامبر خدا اقتدا كنى ( و از وى پيروى داشته باشى ؟ ) سوگند بدانكه جانم بدست اوست اگر بخواهم كوه‌ها به صورت طلا و نقره در آمده و در همراهم روان گردد خواهد شد ( ولى در همين حالى كه هستم براى من بهتر است ) ! ثعلبه ( آن روز برفت و پس از چند روزى ) دوباره بنزد آن حضرت آمده گفت : اى رسول خدا از خدا بخواه تا مالى روزى من گرداند ، و سوگند بدانكه تو را براستى مبعوث برسالت فرموده اگر خدا مالى روزى من كرد بهر صاحب حقى حق او را از آن مال ميپردازم . رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - دعا كرده گفت : خدايا مالى روزى ثعلبه گردان ، ثعلبة پس از اين دعا برفت و گوسفندى گرفت ، و اين گوسفند همانند كرم خاكى زمين بسرعت افزايش يافت تا جايى كه شهر مدينه بر او تنگ شد و بيكى از درّه‌هاى اطراف رفت ، ولى باز هم در اثر ازدياد گوسفندان ناچار شد از آنجا هم دور تر برود و همين دورى سبب شد كه از حضور به جماعت و نماز جمعه محروم گردد ، تا اينكه رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - براى گرفتن زكات مأمور خود را بنزد وى فرستاد ، ثعلبه حاضر بپرداخت زكات نشد و بخل ورزيد و در پاسخ مأمور آن حضرت گفت : اين كه از ما مطالبه ميكنيد نوعى جزيه است ( كه از كفار دريافت ميكنيد ، و اين هم يك نوع باج و خراجى است ) ! رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - كه اين سخن را شنيد ( دو بار ) فرمود : اى واى بر ثعلبه ، اى واى بر ثعلبه و دنبال آن آيات فوق نازل گرديد .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 163 | الشيخ الطبرسي / ستوده / سيد هاشم رسولي محلاتى