و از ابن عباس و سعيد بن جبير روايت شده كه ثعلبه بيكى از مجالس انصار آمده و آنها را گواه گرفته و گفت : اگر خدا از فضل خويش به من چيزى بدهد زكاتش را مىدهم و حق هر كس را كه در آن حقى داشته باشد ميپردازم ، و بخويشاوندان رسيدگى ميكنم ، خداى تعالى او را آزمايش كرد ، بدين ترتيب كه عموزادهء او از دنيا رفت و ثروتى از وى به دو رسيد ولى ثعلبه بعهد خويش وفا نكرد ، و در اينباره آيات فوق نازل گشت .
حسن و مجاهد گفتهاند : آيات فوق دربارهء ثعلبة بن حاطب و معتب بن قشير كه هر دو از طائفهء عمرو بن عوف بودند نازل گشت ، و آن دو گفتند : اگر خدا مالى روزى ما كرد صدقه خواهيم داد ولى چون خدا مالى روزى ايشان كرد بدان بخل ورزيدند .
ضحاك گفته : آيات فوق دربارهء چند تن از منافقان بنامهاى : نبتل بن حارث ، و جدّ بن قيس ، و ثعلبة بن حاطب و معتب بن قشير نازل گشت .
و كلبى گفته : اين آيات دربارهء حاطب بن ابى بلتعة نازل گشت كه او مال التجارة اى در شام داشت و رسيدن آن مال به طول انجاميد و همين سبب شد كه او در مضيقهء سختى قرار گرفت ، و از اينرو قسم خورد كه اگر خدا آن مال را بوى برساند صدقه بدهد ، و چون خداوند مال مزبور را به دو رسانيد بر طبق قسمى كه خورده بود رفتار نكرد .
تفسير :
خداى سبحان در اين آيات وضع منافقان را كه در آيات پيش نامشان مذكور گشته بيان كرده چنين فرمايد :
« وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ »
يعنى اگر از روزى خويش بما عطا كند بفقيران صدقه دهيم .
« وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ »
و در نتيجه بسبب انفاق آن در راه خدا و صلهء رحم و مواسات با نيازمندان از شايستگان گرديم .
« فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ »
و چون همان را كه خواسته بودند خداى تعالى بديشان