3 - كلبى و مجاهد و محمد بن اسحاق گفتهاند : اين آيه دربارهء جلاس بن سويد - بن صامت نازل شد و جريان از اينقرار بود كه روزى رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - در تبوك خطبهاى خواند و منافقان را در آن خطبه گوشزد كرده و آنها را پليد ناميد و نكوهششان كرد ، جلاس كه اين سخن را شنيد گفت : به خدا قسم اگر محمد در اين سخنان كه ميگويد صادق و راستگو است ما از خران پستتريم ، عامر بن قيس سخن جلاس را شنيد و گفت : آرى به خدا قسم محمد راستگو است و شما از خران پستتريد ، اين جريان گذشت تا وقتى كه رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - بمدينه بازگشت عامر بن - قيس بنزد آن حضرت رفته و سخن جلاس را به آن حضرت گفت ، جلاس عرضكرد : اى رسول خدا عامر دروغ ميگويد ، حضرت بهر دوى آنها دستور داد در كنار منبر بروند و قسم بخورند ، جلاس در پاى منبر بپاخاست و قسم خورد كه اين حرف را نزده است ، عامر نيز بدنبال او برخاست و به خدا قسم خورد كه او اين حرف را زده است آن گاه عامر ادامه داده گفت : خدايا هر كدام از ما را كه راستگو هستيم بوسيلهء آيهاى بر پيغمبرت آشكار فرما ، رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - و مؤمنان نيز آمين گفتند ، هنوز مردم از آن مجلس برنخاسته بودند كه اين آيه بوسيلهء جبرئيل بر آن حضرت نازل شد ، و چون بجملهء
« فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ »
رسيد جلاس بر خاست و گفت : مىشنوم كه خداوند توبه را بر من عرضه داشته ، عامر بن قيس راست گفت و من اين سخن را گفتم ولى اكنون بدرگاه خدا توبه ميكنم ، رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - نيز توبهاش را پذيرفت .
4 - قتاده گفته : اين آيه دربارهء عبد اللَّه بن ابىّ بن سلول نازل شد كه گفت : « اگر بمدينه بازگشتيم عزيزتر ( كه منظور خودش بود ) خوارتر را ( كه منظورش رسول خدا بود ) از آن شهر بيرون خواهد كرد » « 1 » .
5 - زجاج و واقدى و كلبى گفتهاند : آيه در شأن أهل عقبه نازل شد و آنها كسانى بودند كه هم عهد شدند تا در مراجعت از تبوك در عقبه ( نام گردنهاى بوده ) رسول خدا را بطور ناگهانى بقتل برسانند بدين ترتيب كه نخست تسمهء زير شكم شتر آن حضرت را
هامش
( 1 ) - به شرحى كه در سورهء منافقون آيه 8 ذكر شده .