تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
و چنانچه قدرت نداشت روى خود را بدانها ترش كند . « 1 » و در قرائت اهل بيت عليهم السلام چنين است : « جاهد الكفار بالمنافقين » ( با كفار بوسيلهء منافقان پيكار كن ) و فرموده‌اند اين معنى بدانجهت است كه پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - چنان نبود كه با منافقان جنگ كند بلكه بهر ترتيب ميتوانست با آنها مدارا ميكرد و جلب رضايت آنها را ميفرمود ، چون منافقان تظاهر بكفر خود نميكردند بلكه بر عكس تظاهر بايمان ميكردند و صرف اينكه خداى تعالى عالم بكفر باطنى آنها بود موجب قتل آنها نمىشود .
« وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ »
يعنى سخن درشت و سخت بدانها بگو و با آنها مدارا نكن .
« وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ »
و جايگاه آن هر دو دسته ( كفار و منافقان ) و مسكنشان دوزخ است .
« وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ »
و بد جايگاه و مأوايى است .
هامش
( 1 ) - مخفى نماند كه عبارت در اينجا مجمل است زيرا سه نوع : همان جهاد با دست و زبان و قلب است ، و جملهء اخير نوع چهارم است ، گذشته از اينكه عدم قدرت بر جهاد با دل ( يعنى در دل مخالفت با آنها كردن ) معنايش معلوم نشد كه چگونه انسان نمىتواند در دل نيز با آنان پيكار كند و از اعمال آنها قلباً اظهار تنفر كند . و عبارت تفسير فخر رازى در اينجا واضح‌تر است كه گويد : « و قال عبد اللَّه فى قوله :« جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ »قال تارة باليد و تارة باللسان ، فمن لم يستطع فليكشر فى وجهه ، فمن لم يستطع فبالقلب » يعنى عبد اللَّه در تفسير اين آيه گفته : جهاد با منافقان گاهى بدست است و گاهى به زبان ، و اگر با آن دو نتوانست رو بدانها ترش كند ، و اگر اين كار هم مقدورش نبود در دل با آنها جهاد كند .