« وَ الْغارِمِينَ »
و آنها كسانى هستند كه زير بار قرض و بدهكارى رفتهاند ، قرضهايى كه صرف در معصيت نشده و در خرج آنها اسراف كارى هم نكرده باشند ، كه در اين صورت بدهكارى آنها را از زكات ميپردازند .
« وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ »
منظور از « سبيل اللَّه » ( راه خدا ) جهاد است بدون هيچ اختلافى ، و در نظر علماى ما همهء مصالح مسلمانان نيز تحت اين عنوان در آيد ، و ابن عمر و عطا و بلخى و جعفر بن مبشر نيز همين قول را پذيرفتهاند و گفتهاند : مخارج بناى مساجد و پلها را نيز از همين سهم ميتوان پرداخت .
« وَ ابْنِ السَّبِيلِ »
يعنى مسافر در راه مانده ، كه به او سهمى از زكات ميدهند اگر چه در شهر خودش توانگر و در رفاه باشد ، و اينكه مسافر در راه مانده را « ابن السبيل » ( فرزند راه ) گويند بخاطر آن است كه ملازم و گرفتار راه است ، چنانچه شاعر در وصف خود ( بجنگجويى و ملازم بودن با جنگ ) گويد :
انا ابن الحرب ربتنى وليداً * الى أن شبت و اكتهلت لداتى « 1 »
و قتاده گفته : منظور از « ابن السبيل » ميهمان است .
« فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ »
يعنى دستور واجبى است كه خدا آن را مقدر و حتم فرموده .
« وَ اللَّهُ عَلِيمٌ »
و خدا بحاجات خلق دانا است
« حَكِيمٌ »
و در آنچه از پرداخت صدقات و چيزهاى ديگر بر ايشان واجب كرده حكيم و فرزانه است .
هامش
( 1 ) - من زادهء جنگم كه از كودكى او مرا تربيت كرد تا وقتى كه پير شدم و همسالانم نيز بسن كهولت رسيدند .