ممكن است از باب ترحم آنان را مسكين ناميده باشد ( نه به معناى حقيقى مسكين ) چنانچه در حديث ، اهل دوزخ را مسكين ناميدهاند و گفتهاند : « مساكين اهل النار » و شاعر نيز گويد :
مساكين اهل الحبّ حتى قبورهم * عليها تراب الذل بين المقابر « 1 »
گذشته از اينكه برخى گفتهاند : آن كشتى در اجارهء آنها بوده و خودشان مالك آن نبودهاند .
« وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها »
يعنى متصديان زكات و جمع كنندگان آن .
« وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ »
و آنها مردمانى از اشراف زمان پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - بودند كه آن حضرت سهمى از زكات بدانها ميداد تا بوسيلهء آن بدين اسلام علاقهمندشان سازد و در مواقع لزوم از آنها براى جنگ با دشمنان دين كمك بگيرد .
و در اينكه آيا اين سهم پس از رحلت رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - نيز ثابت است يا نه اختلاف است شافعى و جبائى گفتهاند : ثابت است ، و از امام صادق عليه السلام نيز همين قول روايت شده جز آنكه آن حضرت مشروط فرموده به اينكه امام عادل باشد كه دل آنها را بدين اسلام جلب كند .
و برخى چون حسن و شعبى و ابو حنيفة و پيروانش گفتهاند : اين سهم مخصوص به زمان رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - بوده و پس از وى ساقط است ، زيرا خداى سبحان اسلام را نيرومند ساخت ( و نيازى به اين كار نيست ) .
« وَ فِي الرِّقابِ »
يعنى براى آزاد كردن بردگان ، و منظور آن بردگان مكاتب هستند « 2 » علماى ما ( گروه شيعه ) اجازه دادهاند كه اگر بردهء مؤمنى در سختى و شدت بود وى را از اين سهم خريدارى كرده آزاد كنند و صاحبان زكات حق ولايت او را داشته باشند . و قول ابن عباس و حسن و مالك نيز ، همين است .
هامش
( 1 ) - عاشقان مسكين كه حتى بر گورهاشان خاك مذلت نشسته .
( 2 ) - بردهء مكاتب بردهاى است كه روى قرار داد كتبى كه با مولاى خود كرده ميتواند با پرداخت مبلغى بطور اقساط يا غير اقساط خود را آزاد كند .