3 - قتاده گفته : فقير : به شخص زمين گير محتاج گويند ، و مسكين به شخص سالم محتاج گويند .
4 - ضحاك و ابراهيم گفتهاند : مقصود از فقراء ، مهاجرين مكه هستند ، و مقصود از مساكين ديگران هستند ، و بدنبال اين اختلاف در معناى فقير و مسكين اختلاف ديگرى هم كردهاند بدين شرح : كه دستهاى چون شافعى و ابن انبارى گفتهاند : فقير به كسى گويند كه سخت حالتر از مسكين باشد زيرا فقير آن كسى است كه هيچ ندارد ، و مسكين كسى است كه زندگى مختصرى دارد كه كفايت او را نكند . و ايندو براى اثبات قول خود به اين آيه استدلال كردهاند كه خداى تعالى فرمايد :
« أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ »
« 1 » ( يعنى اما كشتى از مسكينانى است كه در دريا كار ميكنند ) .
و دليل ديگر آنكه « فقير » از « فقار ظهر » ( ستون فقرات پشت ) مشتق شده ، و اينكه شخص فقير را فقير گويند بدانجهت است كه گويا نيازمندى ، استخوان فقرات او را در هم شكسته .
و دستهاى ديگر چون ابو حنيفة و ابن دريد و اهل لغت گفتهاند : مسكين بدتر از فقير است ، زيرا فقير آن كسى است كه مختصر زندگى دارد و مسكين آن است كه هيچ ندارد ، و اينان براى اثبات گفتهء خود به اين شعر استدلال كردهاند :
اما الفقير الذى كانت حلوبته * وفق العيال فلم يترك له سبد « 2 »
كه شاعر در اين شعر شخصى را كه شتر شيرده دارد فقير ناميده است .
و از آيهء
« أَمَّا السَّفِينَةُ . . . »
كه شافعى بدان استدلال كرده است پاسخ دادهاند كه آن كشتى مشترك ميان گروهى بود كه هر كدام مختصرى از آن را مالك بودند . و گذشته
هامش
( 1 ) - سورهء كهف آيهء 79 . و وجه استدلال آنست كه با اينكه صاحب يك كشتى بودهاند خداوند آنها را مساكين ناميده است .
( 2 ) - اما آن فقيرى كه در آمد شتر شيرده او باندازهء نانخورانش مىباشد و چيزى زياد نيايد . . .