خواهد شد و شما شكست ميخوريد .
« وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ »
مجاهد و ابن زيد گفتهاند : يعنى آنها در ميان شما جاسوسانى داشتند كه اخبارى را كه از شما مىشنيدند به اطلاع آنها ميرساندند ، و قتاده و ابن اسحاق و گروهى ديگر گفتهاند : يعنى در ميان شما مسلمانان مردمانى ضعيف القلب و سست عقيده هستند كه گفتار آنها را باور ميكنند و گوش بشبهات و سخنان آنها ميدهند .
« وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ »
يعنى : دانا است به حال اين منافقان كه با پنهان كردن نيتهاى فاسد بخويشتن ستم ميكردند ، كه از آن جمله بود : عبد اللَّه بن ابى ، وجد بن قيس و اوس بن قبطى ، سپس خداى سبحان سوگند ياد كرده فرمايد :
« لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ »
فتنه : نامى است كه بهر بدى و شرى اطلاق مىشود ، و معناى اين آيه آن است كه اين منافقان در صدد ايجاد اختلاف و تفرقه و پراكندگى شما پيش از جنگ تبوك بودند ، يعنى در جنگ احد هنگامى كه عبد اللَّه بن ابى با همراهانش بازگشتند و دست از يارى پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - كشيدند ، و خدا آن فتنه را از مسلمانان دور كرد ، و حسن گفته : منظور از فتنه بىايمان ساختن مردم و القاء شبهات در دل مسلمانان سست عقيده است ، و سعيد بن جبير و ابى جريح گفتهاند :
منظور از فتنه سوء قصدى بود كه در جنگ تبوك در شب عقبه نسبت برسولخدا - صلى اللَّه - عليه و آله - كردند ، و جريان اين بود كه دوازده نفر از منافقان بر سرگردنهاى كمين كرده و قصد كشتن پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - را كردند .
« وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ »
يعنى نقشه كشيدند تا اساس كار تو را بهمزنند و ميان مؤمنان اختلاف ايجاد كنند و تو را بهر نحو شده بقتل رسانند ولى نتوانستند ، و ابو مسلم گفته : منظور از دگرگون ساختن كارها اين بود كه نقشهاى براى آن حضرت كشيدند و چون در آن نقشه موفق نشدند نقشهء ديگرى كشيدند .
« حَتَّى
جاءَ الْحَقُّ »
يعنى تا اينكه آن نصرت و كاميابى كه خدا وعده فرموده بود آمد .
« وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ »
و دين خدا كه اسلام بود براى كفار آشكار شد .
« وَ هُمْ كارِهُونَ »
در حالى كه كراهت داشتند
.