تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
آن حضرت يا اشتياق بجهاد با كفار چنانچه مؤمنان بدان قصد رفتند .
« لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً »
يعنى براى خروج اسباب و لوازم فراهم ميكردند ، و « عدة » به معناى تهيهء وسائل براى كارى شدنى پيش از وقوع آن كار مىباشد ، و مقصود اين است كه اينها ( اگر حقيقتاً قصد بيرون شدن داشتند ) لوازم جنگى از قبيل مركب و اسلحه تهيه ميكردند ، زيرا نشانهء كسى كه آهنگ كارى را دارد آن است كه پيش از وقوع آن آماده و مهياى آن كار گردد .
« وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ »
يعنى خداوند از رفتن آنها بجنگ كراهت داشت چون ميدانست اگر اينها بدان جنگ بروند كارشان نمّامى در ميان مسلمانان خواهد بود و براى مشركان جاسوسى خواهند كرد و رويهمرفته زيانشان بيش از سودشان خواهد بود
« فَثَبَّطَهُمْ »
و از اينرو از رفتن آنها روى آن تصميمى كه خودشان داشتند جلوگيرى كرده و بازشان داشت از رفتنى كه خود دستور فرموده بود ، زيرا آن طرز رفتن ( يعنى رفتن براى انجام آن نقشه‌هاى شوم ) كفر بود ولى رفتن روى صورت دوم اطاعت و فرمانبردارى ( حق ) است . و روى اين معنا كه گفتيم ديگر جايى براى اين سؤال باقى نميماند كه كسى بگويد : چگونه خداوند از حركت آنها كراهت داشت ( كه فرمود :
« وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ » )
با اينكه در آيهء پيش از آن دستور خروج و حركت آنها را بسوى جنگ صادر فرمود ( در آيهء -
انْفِرُوا خِفافاً . . .
- ) . زيرا دستور خروج بجهاد روى آن است كه آنها براى دفاع از دين و آهنگ جهاد با كفار حركت كنند ( و اين طرز حركت مورد پسند و فرمان خدا است ) ولى رفتن آنها به منظور فساد و اخلالگرى و فتنه‌جويى مورد رضايت خدا و فرمان او نيست و بدان دستور نداده و از آن كراهت دارد .
« وَ قِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدِينَ »
يعنى بدانها گفته شد : با زنان و كودكان ( خانه نشين كه جنگ بر آنها نيست ) . بنشينيد ، و محتمل است گويندهء اين سخن همان اصحاب و ياران خودشان بودند كه آنها را از رفتن با پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - براى جهاد باز ميداشتند ، و احتمال ديگر آن است كه اين سخن را رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - از روى تهديد به آنان فرموده نه بعنوان اجازهء درماندن .